دلیل افت دوره ی جدید «خندوانه» چه بود؟

جدایی اتاق فکر و تیم موفق خندوانه
قطعا هر پروژه و برنامه ای برای موفقیت نیاز به یک تیم کارآمد و خلاق دارد. در دنیای رقابتی کنونی کمتر نمونه ای را می توان یافت که به صورت انفرادی و بی هیچ نوآوری بتواند موفق باشد؛ خندوانه نیز از این قانون مستثنا نیست. در فصل دوم خندوانه حضور چهره های سرشناسی چون بهروز بقایی و محمدرضا شهیدی فر با سابقه ای درخشان و طولانی در تلویزیون در اتاق فکر خندوانه از علل موفقیت آن بود. این حضور پر رنگ در فصل دوم به ناگاه تبدیل به حضور کم رنگی در فصل سوم شد و در ادامه به قطع همکاری انجامید.
ایده های شکست خورده
البته مشخص است حضور یک تیم قدرتمند صرفا نمی تواند باعث موفقیت و محبوبیت یک برنامه شود؛ زیرا در صورت عدم وجود خلاقیت کافی شکست سرانجام آن خواهد بود. در فصل دوم اوج ابداع و شاهکار این برنامه، «خنداننده برتر» بود. هیاهویی که بواسطه آن کمدین ها در جامعه ایجاد می کردند و بلافاصله بعد از پخش، جریان ساز می شدند. هنوز یادمان نرفته سر رقابت استندآپ کمدی امیرمهدی ژوله و امین حیایی، چه شور و هیجانی در جامعه به پا شد و طرفداران هر نفر برای بالا بردن رتبه شرکت کننده مورد علاقه شان چه تلاش¬هایی کردند. در فصل سوم خبری از این ایده ها و ابداعات نبود. ایده هایی چون «لباهنگ» یا «خانواده باحال» نتوانست شور جمعی در بین مخاطبان ایجاد کند. به بیان دیگر می توان گفت «خندوانه» از شیوههای خلاقانه طنز تهی گشت.
حاشیه هایی فراتر از متن
در فصل قبل خندوانه متن بر حاشیه ¬می¬چربید و برنامه درگیر حواشی چندان نشد؛ اما در این فصل در بسیاری از مواقع ناخواسته گرفتار حاشیه¬های بسیاری شد تا توان و انرژی که می¬توانست صرف موفقیت برنامه شود، در راه برطرف ساختن این حواشی به هدر رود. حواشی چون اختلاف و درگیری دو شرکتکننده در برنامه «خندوانه» و استفاده از گاز اشکآور، دعوت از بدلهای زندهیاد مرتضی پاشایی و اعتراضات گسترده هواداران مرتضی پاشایی به آن، ماجراهای حضور ۳۰۰ نويسنده، ناشر و کتابفروش در خنداوانه تنها نمونه هایی از این حاشیه ها بود که هرکدام چالشهای زیادی برای این برنامه ایجاد کرد.
رقیبی قدرتمند چون دورهمی
دو فصل خندوانه همراه با شبکه تازه تاسیس نسیم در شرایطی به میدان آمد که عملا تلویزیون برنامه ای برای خنده در دستور کار نداشت و برنامه خاصی که همه اعضای خانواده را جذب کند وجود نداشت و با اجرای ایده های خلاقانه کم کم یکه تاز میدان شد. اما در این فصل همراه با آن برنامه ای پخش شد که در آن طنازی چون مهران مدیری به راحتی توانسته با «استندآپ کمدی¬های» هدفمند و ارائه برنامه ای جذاب، گوی سبقت را از «خندوانه» برباید و مخاطبان این برنامه را به تدریج از آن خود کند.
توسعه دکور و عدم ارتباط با تماشاگران داخل استودیو
یکی دیگر از نقاط ضعف خندوانه که کم کم به پاشنه آشیل آن تبدیل شد دکور آن بود. بر خلاف فصل قبل که استودیوی «خندوانه» فضای گرم و صمیمی را به وجود آورد و موجب شد تا ارتباط میهمانان با مجری برنامه، تصاویر کلوزآپ خنده تماشاگران و موسیقی کلامی متنوع، شیرینی خاصی را برای برنامه رقم بزند، این بار با دکوری در قد و قوارهی استادیومهای ورزشی طراحی شد؛ در نتیجه تعداد مهمانها زیاد و فاصلهی آنها با استیج، بیشتر و حالت صمیمانه کاملا از بین رفته است و دیگر هیچ تعاملی میان تماشاگران و افراد روی سن شکل نگرفت. به بیان دیگر استفاده از تماشگران و قابلیت آنها به عنوان اعضایی فعال و تاثیرگذار در روند اجرای برنامه و نه فقط برای حضور فیزیکی صرف، همانند فصل قبل دیگر وجود نداشت و جمعیت جایگزین تماشاگران در برنامه شد.
مهمانان
گاهی اوقات تنوع مهمانان در خندوانه به سمت و سوی گروه حرفه ای خاصی مثل بازیگران سینما و تلویزیون حرکت می کند که این موضوع تنوع مهمان را کمتر و تا حدودی برنامه را روزمره می¬کند. حتی این موضوع برنامه را به سمت محافظه¬کاری سوق می دهد. حضور گروه های فکری و کاری مختلف می تواند به جذابیت و شناخت بیشتر مردم کمک کند.
در پایان می توان گفت که منصفانه نیست برنامه «خندوانه» را از موفقیت مخاطبپذیری یک شبکه کممخاطب تلویزیونی یکباره کنار بزنیم بلکه می توان گفت با اوصاف فعلی توان تبدیل شدن به یک جریان رسانه ای را نداشت.