آموزش و پرورش ایران در محاصره پنج ابرنیروی مخرب
دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی انجام شده و تجربه زیسته، نشان
میدهد که در کمال تأسف، نظام آموزش و پرورش ایران در محاصره پنج نیروی
مخرب و خطرناک است که در این نوشته، این فشارها و نیروهای آسیبزا به
اختصار معرفی شدهاند.
توقعات و انتظارات نامناسب و غیر واقعبینانه خانوادهها و والدین از
فرزندان خود که دانش آموزان را به رشتههای علمی و مسیرهای شغلی خاصی هدایت
میکند که با استعداد و علایق خود دانش آموزان همخوانی نظام مند مثبتی
ندارد.
این فشار و نیروی مخرب در ادامه مسیر زندگی، تمام هستی دانش آموزان را با مخاطره مواجه میکند.
۲- سد
کنکور و هدایت ناصواب دانش آموزان به سمت مهارت و تمرین تستزنی و
چشمپوشی از دانش افزایی و کسب مهارتها و قابلیتهای مورد نیاز برای زندگی
عادی و بههنجار.
بر اثر این نیرو و فشار مخرب، دانش آموزان از روزهای
ابتدایی ورود به مدرسه، درک مفاهیم و یادگیری عمیق و مسئلهمحور را با
یادگیری سطحی و رفع تکلیفی و تستزنی معاوضه می کنند.
۳- تنگناهای
فزاینده و دائمی مالی و مسائل و مضایق ناشی از آن که نظام آموزش و پرورش
را به یک سازمان هزینهای دائما بدهکار تقلیل داده و اکثر وقت اغلب مدیران
نظام آموزشی صرف تأمین مالی و رفع مسائل مالی میشود. این فشار مخرب، تجلی و
تصویر بیرونی نظام آموزش و پرورش و تأثیرپذیری دانش آموزان و خانواده ها
را نیز به حداقل ممکن میرساند.
۴-
فشار ناشی از حافظهمحوری و کهنگی و ضعف روشهای یاددهی- یادگیری که هر
گونه ابتکار و اندیشه را در مسیر توسعه همهجانبه ذهنی، عملی، فنی، بدنی و
حتی دینی را از دانش آموزان سلب میکند.
۵- بیکاری
جوانان و عدم امکان دسترسی آسان به فرصتهای مناسب شغلی که موجب هدایت
ناخواسته دانش آموزان و حتی خانوادهها به ادامه تحصیل دانش آموزان در
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی میشود. متأسفانه این نیروی مخرب حتی در
دوره تحصیلات دانشگاهی نیز دانشجویان را رها نکرده و موجب ادامه سلسلهوار
تحصیلات تا آخرین مدرک تحصیلی ممکن میشود.
منبع : عصر ایران