چرا جنبش مشروطیت ماندگار است؟
صدای ایران؛ جمیل میلانی* – جنبش مشروطه بدون تردید یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین حوادث در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران است. وقتی که در روز ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ مظفرالدین شاه قاجار ۷ ماه پس از دستور تاسیس «عدالتخانه»، فرمان مشروطیت را صادر کرد، دوره جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد که خود در ادامه آبستن حوادث و سرآغاز تحولات جدیدی گردید.
در مورد مشروطه ایرانی و اهمیت و چگونگی رخداد آن بسیار نوشته اند، عده ای در ستایش آن و گروهی نیز در نقد آن دست به قلم شده اند اما می توان گفت که همه نفس وجود حکومتی مشروطه را ستوده اند و در این که مشروطیت آغاز مرحله جدیدی در تاریخ تحولات ایران بوده است که بر زندگی سیاسی- اجتماعی و فرهنگی مردم تأثیر بسزایی داشته است، تردید ندارند.
اما اهمیت وقوع نهضت یا جنبش مشروطه در ایران را بیش از همه می توان در دو مورد بسیار مهم جستجو کرد:
نخست آنکه مشروطه آغازی بر پایان استبداد و آغاز جنبش قانون گرایی در ایران به صورت سازمان یافته بود، هر چند تاریخ ایران مملو است از تلاش برای آزاد زیستن و از قبل هم تلاشهای متعددی برای مبارزه با استبداد و کاهش نفوذ دربار و درباریان صورت می گرفت و در آن مصلحانی می¬آمدند و تلاشهایی برای بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی انجام می دادند که به ویژه در عصر قاجار و با تلاش کسانی مثل عباس میرزا، میرزا حسین سپهسالار و در رأس همه امیرکبیر زمزمه های اصلاحات وزیدن گرفت، اما دیوار استبداد در ایران بسیار محکم تر از آن بود که با این تلاشها ترک بردارد و فرو بریزد.
تجربه جنبش هایی مثل نهضت تنباکو و آغاز ارتباطات با دنیای خارج و به ویژه ارتباط با فرنگ و ورود اندیشه های ترقی خواهانه و مدرن و ظهور منورالفکران و فعالیت گروههایی مثل فراماسونری ها و ارتباطاتی که تجار و بازرگان با خارج از کشور داشتند، کم کم زمینه¬ی مساعدی برای ایجاد تغییرات بنیادی و گسترده تر را در اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران پدید آورد و هر چه حکومت قاجارها به پایان خود نزدیک می شد جنبش مشروطه خواهی برعکس پربارتر و منسجم تر می گشت تا این که در سال ۱۲۸۵ به اوج خود رسید.
جنبش مشروطیت ایران برای اولین بار به صورت رسمی و منسجم و با تشکیلاتی مشخص ندای عدالت و آزادی سر داد و آغاز مرحله جدیدی در تاریخ ایران شد به گونه ای که به یکی از دوره های تقسیم بندی تاریخ ایران به قبل و بعد از مشروطه منجر گشت.
مشروطه خواهان قدرت مطلق و بی چون و چرای شاه را نمی پذیرفتند و به تأسیس نهادهایی موازی مثل مجلس شورا مبادرت ورزیدند. در واقع اگر تا قبل از مشروطه قدرت درباریان و اوضاع کلی مملکت نقد می شد، مشروطه و مشروطه خواهان این بار به حیات خلوت شاه وارد شدند و خواهان محدود نمودن قدرت شاه و مشروط ساختن آن شدند و این آغاز راهی منسجم و تشکیلاتی برای مبارزه با استبداد ریشه دوانده در ایران بود هرچند در ادامه و به ویژه با ظهور رضا شاه بسیاری از مبانی و اهداف مشروطه نقض شد اما مشروطه به کلی فراموش نشد و قانون اساسی کماکان بر آن تأکید می ورزید و همیشه به صورت یک خواسته و محور مخالفت با شاه مطرح می شد.
دیگر آنکه ایران پیشگام مشروطه خواهی در منطقه لقب گرفت. در شرایطی که بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه حتی امروزه هم دارای سیستم حکومتی پادشاهی و بعضا استبدادی هستند، سابقه قانون گرایی و مشروطه خواهی در ایران به بیش از یک سده پیش برمی گردد.
ایرانی ها توانستند با اخذ مفاهیمی مثل مشروطیت و آزادیخواهی آنها را با مبانی اسلامی و فرهنگ ملی خود سازگار نمایند و پیشگام دموکراسی خواهی در منطقه شوند. بسیاری از مخالفت ها با حاکمیت پهلوی ها نیز در ادامه بر همین مبنا صورت گرفت.
تلاش برای محدود کردن قدرت شاه و عدم تمرکز قدرت در دست یک شخص مبنای فعالیت فعالان مدنی ایران بعد از مشروطه بوده است که در تلاشهای افرادی مثل دکتر محمد مصدق و جبهه ملی ایران خود را نشان داده است و اوج آن در انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ نمایان شد.
* دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل سیاسی و اجتماعی