شانس ضرغامیها و لاریجانیها به مراتب کمتر از همیشه

طی ماهها و سالهایی که دیگر مجبور نبود صبح به صبح راهی تپههای صدا و سیما شود، تقریباً با تمامی طیفهای سیاسی، نشست و برخاست داشته است. صبحانههای کاری او البته شهرت قابل توجهی دارد. اولین بار خبر صبحانه خوریهای«عزت» با«فیتیلهایها» که در بدمخمصهای گرفتار شده بودند رسانهای شد و از آن پس با خیلیها سر میز معروف صبحانه نشست؛ از زهراکاوه فرزند شهید محمود کاوه تا چهرههایی همچون؛ حسین کروبی، سیروس مقدم، ثمرههاشمی، مینو خالقی، صادق زیباکلام، عمادالدین باقی، محمد معتمدی، علی ربیعی، زائری و در نهایت حسن عباسی!
عکس یک و تیتر اصلی بسیاری از روزنامههای چپ و راست بوده اما همیشه چند ابهام در حوزه گذشته او وجود داشته است؛ از سانسورهای معروف که به طنز«آباژور» ضرغامی معروف شده تا نحوه پخش اعترافات ۸۸ و بسیاری از چراییهای دیگر. دوران مدیریتی او در صدا و سیما همراه با یکنواختی و ثبات همراه بود. خیلیها معتقدند ادامه ی حضور او از تغییرات ایجاد شده بهتر بود و اما بزرگترین نقدی که به او وارد دانستهاند تغییر رفتار ۱۸۰ درجهای نسبت به زمانهایی که شخص اول رسانهی ملی بود تا جایی که یکی از روزنامهها به طنز گفته بود چون نمیشود «هم رئیس جمهور بود هم رئیس صدا و سیما!» پس او در زمان جام جم نشینی صبحانه کاری با کسی نخورده است.
جوان ترین وزیر کابینه
محمدجوادآذری جهرمی برخلاف سیدعزت الله ضرغامی، خیلی اهل حرف زدن نیست. برخی اوقات آن چنان صریح و شفاف میشود که از یاد میبریم او یکی از ۱۸ وزیر کابینه ی دوازدهم است! اصلا او را با یکی از روزنامه نگارانی که سر پر سودایی دارد هم ممکن است اشتباه بگیریم. به قدر کافی توانسته بین مردم خاصه نسل جوان جا باز کند.
برخی حرکتهای او در بعد استخوان خُرد کردههای سیاسی بی شباهت به عملیات انتحاری نیست؛ مثلا یک پا روی اعلامِ اسامی گیرندگان ارز دولتی ایستاد و کوتاه نیامد. بعدِ سالها چندین و چند مسئله در حوزه قاچاق کالا را به سادگی هرچه تمام تر حل کرد(رجیستری).
بشود. اهل نق زدن نیست، اما اگر بود لابد معلوم میشد چقدر روی او فشار وارد آوردهاند که خیلی چیزها را نگوید و با خیلی از چهرهها حتی دهان به دهان نشود. بهترین مدافع جوانگرایی است و بهترین نمونهای که میتواند اعتماد به جوانان را در عمل تضمین شده ببیند و اما از بعدِ ماجرای شبکههای مجازی خانگی احساس میشود از برخی نقاط زدنهای آذری جهرمی پررنگ تر شده
است.
جدال پنهان ضرغامی و آذری جهرمی؟
شاید ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را باید نبرد اندیشهها دانست، صف آرایی نسلهای سوم و چهارم در برابر نسلهای اول و دوم و اگر این چنین باشد شانس ضرغامیها و لاریجانیها به مراتب کمتر از همیشه خواهد بود. همچنان اعتقاد دارم پایگاه رای اصلاح طلبان کارکردهای خودش را دارد اما رویهها و روشها باید عوض شود. خیلیها معتقدند یکی از خوشچهرهترینها و پرشانسترینها برای ریاست جمهوری بعدی، آذری جهرمی است حتی اگر بدانیم سه ماه و چند روز برای کاندیداتوری کم دارد اما…
ریشه این گزارش تحلیلی بازمیگردد به یکی از ویژههای خبری که در بخش ۲۰:۳۰ پخش شد و آذری جهرمی نسبت به تقطیع یک مصاحبه به شدت معترض شد. صحبتهای مدیرعامل ایتا به گونهای پخش شده بود که اهداف صدا و سیماییها را پوشش دهد نه واقعیتها را و همین مسئله کافی بود تا وزیر جوان تمام ۵ دقیقه گفت و گو را به عینه منتشر کند. این رفتار صادقانه و متهورانه آذری جهرمی برای برخی اتاق فکرهای صدا و سیما که شاید از زمان ضرغامی برجای مانده باشند خوش نمیآید و وزارت ارتباطات آماج حملات بخشهای مختلف خبری میشود. واکنش وزیر جوان بسیار پخته و در عین حال قابل تامل است: «تخریب دولت برای صداوسیما «اعتبار» نمیآورد!»
هدف رودررو نشاندن آذری جهرمی و ضرغامی اما «ارادت»های قدیمی ممکن است در جایی سر از خاک برگیرد و تبدیل شود به جانبداری و همراهی. بالاخره پای پاستور در میان است و ۸ سال سکونت در آن! پای همه امور اجرایی مملکت در میان است، شوخی که نیست. ضرغامی اگرچه چند سالی است از جام جم خداحافظی کرده است اما یاران بسیاری در رسانه ملی دارد که حاضرند برای حاج عزت همه کار انجام دهند. اصلاً تعمدی هم اگر نباشد هم فکران ضرغامی دوست ندارند محبوبیت روزافزون آذری جهرمی دست و پاگیر رفیق قدیم شان شود