آیا پاکستان با اعراب برعلیه ایران متحد می شود؟
در سایه سلسله اقدامات تروریستی که در استان سیستان و بلوچستان در چند وقت اخیر صورت گرفته اکنون ظن دخالت و نفوذ ارتش پاکستان و در رابطه با حمایت و تجهیز گروههای تروریستی معارض در ایران افزایش پیدا کرده، از نگاه شما این مسئله تا چه اندازه مطابق با واقعیت های میدانی است؟
واقعیت مسئله این است تا به امروز هیچ سند روشن و متقنی در خصوص تجهیز و حمایت ارتش پاکستان و I.S.I (سازمان اطلاعات ارتش پاکستان) از گروههای تروریستی معارض با ایران وجود ندارد. لذا در سایه نبود اطلاعات موثق در این رابطه تنها میتوان به خوانش برخی نشانهها بسنده کرد. به واسطه همین مسئله به همان اندازه که دلیل و برهان وجود دارد برای این که ثابت شود ارتش پاکستان برنامه جدی در حمایت از گروههای تروریستی دارد، به همان اندازه می توان اسلام آباد را از این اتهام مبرا کرد.
به واسطه این همراهی و همسویی بیشتر پاکستان با ائتلاف ضد ایرانی های امکان تشدید حمایت های اسلام آباد از این گروههای تروریستی در شرق ایران وجود دارد؟
بدون شک عربستان سعودی برنامه جدی برای ناامن کردن کل ایران نه فقط مرزهای شرقی دارد. در همین مدتی که ائتلاف عربی درگیر حمله به یمن بوده به واسطه حمایتهای ایران از یمن، عربستان و امارات متحده عربی سعی کرده است به واسطه درگیر کردن امنیت ایران، شرایط را برای کاهش نفوذ منطقه ای تهران فراهم کند. لذا ریاض و ابوظبی از طریق مرزهای شرقی برنامه های جدی تری برای ناامنی در ایران را در دستور کار دارند. اگر چنین مسئله ای در سفر آقای بن سلمان به اسلام آباد برای همراهی پاکستان با این برنامه تحقق پیدا کند، بسترها برای فعالیت بیشتر گروه ها و سازمان های تروریستی در شرق کشور بیش از پیش فراهم خواهد شد. پس در این صورت پاکستان نقش بسیار تعیین کننده ای دارد. اما اگر به هر دلیلی اسلام آباد جانب ائتلاف ضد ایرانی را بگیرد که از شواهد امر هم چنین پیدا است، یقیناً رابطه ایران و پاکستان در آینده تیره خواهد شد.
اما در شرایط کنونی تیرگی روابط اسلامآباد – تهران به سود پاکستان خواهد بود؟
برای پاسخ دقیق به سوال شما باید یک مسئله را روشن کنیم که کشور پاکستان با هندوستان، افغانستان، ایران و چین هم مرز است. اما در این راستا مرزهای هندوستان و پاکستان به واسطه مسئله کشمیر همواره کانون درگیری و تنش بوده است. مرزهای ناامن افغانستان و پاکستان و درگیری دو کشور برای خطوط مرزی نیز همواره به تقابل سیاسی میان کابل و اسلامآباد انجامیده است، مرزهای مشترک بسیار کمی که پاکستان با چین دارد اساسا در معادلات اسلامآباد جایگاه چندان جدی ندارد. پس فقط مرزهای ایمن بین ایران و پاکستان است که میتواند تا اندازه ای ثبات را در پاکستان ایجاد کند. پس منطق حکم میکند که پاکستان این بخش از مرزهای خود را در سایه همراهی با ایران حفظ کند، اما در آن سو فشارهای آمریکا و عربستان سعودی بر پاکستان را نمی توان نادیده گرفت. لذا اگر پاکستان بخواهد در راستای منافع آمریکا و عربستان سعودی گام بردارد یقینا این مرزها نیز به سرنوشت مرزهای هندوستان و افغانستان دچار خواهد شد. حال باید دید که پاکستان میان کمک ها مالی و تسلیحاتی بلاعوض آمریکا، وام های کلان و نفوذ ایدئولوژیک عربستان سعودی و امارات متحده عربی و امنیت مرزهای خود با ایران به کدام یک بیشتر اهمیت می دهد. اگر اسلام بداند که کمکهای آمریکا و عربستان سعودی به خطر تیرگی روابط با تهران می ارزد، مطمئناً دست به چنین کاری خواهد زد. در این صورت یقیناً وضعیت از آن چیزی که در ایران تصور می شود خطرناک تر خواهد بود. چرا که برنامه عربستان سعودی و اسرائیل برای ایجاد ناامنی گسترده در کل ایران و نیز هدف کاخ سفید برای تغییر نظام، حکایت از ناامنی های شدید و گسترده در کشور می دهد که اگر پاکستان به این ائتلاف ضد ایرانی به پیوندد میتوان آینده را بسیار ملتهب تر از امروز دید.
آیا سفر محمد بن سلمان به پاکستان نشان از این واقعیت ندارد که اکنون اسلام آباد در ائتلاف ضد ایران قرار دارد؟
این مسئله بستگی به دستاوردهای سفر ولیعهد سعودی به اسلام آباد دارد. اگر در این سفر قراردادهای مهم نظامی و امنیتی میان ریاض و اسلامآباد منعقد شود تا اندازه ای می توان گفت که متاسفانه پاکستان تکلیف خود را با ایران روشن کرده است. البته این نکته بدان معنا نیست که پاکستان رسما ضد ایران گام برخواهد داشت و تهران باید برای تقویت و پررنگ کردن مناسبات خود از طریق دیپلماسی گام های جدی تری بردارد. از طرف دیگر بخشی از فرهنگ و جمعیت کشور پاکستان به شیعیان این کشور باز می گردد که ظرفیتهای بسیار خوبی پیش روی ایران قرار میدهد و تهران میتواند با اتکا به این اهرم، جایگاه و نفوذ خود را افزایش دهد. البته در آن سو خود اسلام آباد نیز بر این واقعیت آگاهی دارد، لذا سعی نمیکند با ایجاد اختلاف میان خود با تهران، شرایط امنیتی داخلی را به واسطه شیعیان پاکستان به خطر اندازد.
در سایه نکات شما تا چه اندازه سناریوی ایجاد تنش در مناسبات ایران و پاکستان از جانب ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل برای درگیر کردن تهران در شرق کشور میتواند جدی باشد؟
به بخش پایانی صحبتهایم در سوال قبلی باز می گردم. اگر برنامه های جدی از جانب ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی و اسرائیل مبنی بر درگیر کردن ایران وجود داشته باشد، برنامه تلآویو، واشنگتن و ریاض تنها به حمایت از برخی گروههای تروریستی در شرق کشور محدود نخواهد بود و امکان دارد بستر برای مسائل کلان تری مانند تنش میان اسلام آباد و تهران در سایه این برنامهها وجود داشته باشد تا به واسطه درگیر شدن تهران در شرق کشور، توازن قوا در ایران به هم بخورد و دیگر مناطق کشور مانند غرب و جنوب نیز درگیر مسائل امنیتی شود. در این راستا به نظر من تهران باید نهایت دقت و هوشمندی خود را در تقابل با همه سناریوهای احتمالی به کار گیرد.
اگر تلاش هایی برای درگیر کردن ایران و پاکستان وجود دارد راه حل برون رفت تهران از مشکلات امنیتی چیست، چرا که از یک سو پیگیری چالشهای امنیتی در شرق ایران در سایه مناسبات دیپلماتیک تاکنون راه به جایی نبرده و از آن سو ویژگیها و اقتضائات نظامی و امنیتی پاکستان هم به گونه ای است که حضور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و هرگونه اقدام در خاک پاکستان از طرف ایران میتواند تبعات منفی جدی را در پی داشته باشد؟
پاسخ به این سوال شما بسیار سخت است، چرا که اکنون شرایط بسیار پیچیده و در عین حال مبهم است. واقعیت امر این است که پاکستان نیز علیرغم فشارهای آمریکا و عربستان سعودی تمایل به درگیری با هیچ کشوری به خصوص جمهوری اسلامی ایران ندارد. چون تنها مرز مشترکی که میتواند امنیت را برای پاکستان به ارمغان آورد، مرزهای مشترکش با ایران است. اما در آن سو تهران نیز باید اقتضائات پاکستان را هم به خصوص در حوزه امنیت در نظر داشته باشد. چرا که اکنون سیطره و قدرت دولت مرکزی اسلام آباد بر ولایت بلوچستان که نزدیک به نیمی از خاک پاکستان را شکل می دهد بسیار کم است و بسیاری از این مناطق در اختیار گروههای تروریستی قرار دارد و از آن سو اسلام آباد نیز برای کنترل این مناطق با مشکلات بسیار زیادی مواجه است. پس اگر تهران بتواند در سایه مذاکرات جدی بستر همکاری های مشترک امنیتی را با اسلام آباد برای انجام عملیات مشترک در خصوص شناسایی و انهدام گروه های تروریستی انجام دهد می تواند از برخی تبعات اقدامات خود بکاهد؛ به خصوص که من همچنان معتقدم علیرغم تمام فشارها عمران خان به دنبال اعمال موازنه قوا میان ایران و عربستان سعودی و پیگری سیاستی مستقلی از ایالات متحده آمریکا است. لذا ما نباید با برخی اقدامات این سیاست سازنده را تخریب کنیم و با دست خود اسلام آباد را به ائتلاف ضد ایرانی سوق دهیم.
