وکیل حسین هدایتی را چرا کشتند؟

به گزارش صدای ایران روزنامه سازندگی نوشت: پرونده بانک سرمایه از همان اول هم پرحاشیه بود؛ از حضور عابربانک فوتبال ایران و تهیهکننده شهرزاد تا حضور وزیر پیشین دولت اول محمود احمدینژاد. پروندهای حجیم، پیچیده، پر از تخلفات مالی ظاهرا معمول در ایران و پر از اسم و رسمهای جنجالی. اما سهشنبه و چهارشنبه هفته گذشته اتفاقاتی افتاد که این پرونده را پیچیدهتر کرده است. هرچند که پلیس و دستگاه قضایی با احتیاط درباره ارتباط پرونده بانک سرمایه با اتفاقات اخیر اظهار نظر کردهاند، اما ابهامهای فعلی، شائبهها را بیشتر میکند؛ تا حدی که پدرام سلطانی، نائبرییس اتاق بازرگانی نوشت: «ترور حمید حاجیان اعلان ورود مافیاى اقتصادى کشور به آدمکشى است. اگر این پدیده جدید جدی گرفته نشود از این پس رد پاها و شاهدان فسادهای مالی به این شیوه از میان برداشته میشوند و اقتصاد سیسیلی در کشور حکمفرما میشود. گل بود به سبزه نیز آراسته شد.»
صبح پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۹۸ خبر رسید که یک وکیل دادگستری در کامرانیه به قتل رسیده است. شهریاری سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: ساعت ۲۲:۳۰ چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۹۸ وقوع یک فقره تیراندازی در خیابان کامرانیه به بازپرس ویژه قتل اطلاع داده شد. با حضور در محل وقوع حادثه دریافتیم یک نفر مهاجم به فردی به نام حمید حاجیان وکیل پایه یک دادگستری و یک زن همراه وی تعداد زیادی گلوله شلیک کرده است. مشخص شد فرد مضروب دچار مرگ مغزی شده و فوت کرده است.»
تسنیم هم از قول پلیس آگاهی چنین روایت کرد: «مأموران با حضور در محل با پیکر غرق در خون مردی حدوداً ۴۱ ساله (که بعدا مشخص شد وکیل است) مواجه شدند که از ناحیه سر، ران پا و کمر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. همچنین مشخص شد خانمی حدوداً ۲۵ ساله نیز که همراه این مرد جوان بوده، مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. در ادامه به سرعت این دو نفر برای اقدامات درمانی به بیمارستان نیکان منتقل شدند و زن جوان نیمههوشیار در اظهاراتش به مأموران گفت فردی ناشناس وارد پارکینگ شده و با یک کلت کمری این دو نفر را مورد اصابت گلوله قرار داده است. در تحقیقات مشخص شد محل حادثه دفتر وکالت بوده و آقایی (منشی این دفتر) در تماس با پلیس ۱۱۰، مأموران را در جریان گذاشته بود. در ادامه بررسیها، مأموران موفق به کشف هشت پوکه کلت کمری از محل حادثه شده و به سراغ دوربینهای مداربسته ساختمان رفتند که مشخص شد دوربینها خراب بوده است.»
اما جملهای که سرپرست دادسرای جنایی تهران در گفتوگو با فارس به زبان آورد و در کنار خرابی دوربینهای مداربسته نشست، اولین جرقه ابهامات را روشن کرد: «برخی از افراد و همکاران وی مدعی شدند که حاجیان در یکسری پرونده مفاسد اقتصادی وکیل بوده است اما این موضوع هنوز به اثبات نرسیده است و صحت و سقم آن مشخص نیست. هنوز علت و انگیزه مهاجم یا مهاجمان مشخص نشده است و دستورات لازم برای شناسایی این افراد صادر شده است.»
آخرینبار نام حاجیان در دفاعیات حسین هدایتی معروف به عابربانک فوتبال در دادگاه رسیدگی به بدهکاران بزرگ بانکی مطرح شده بود. پرونده ۱۵۰۰میلیاردتومانی که خبر صدور حکمش با خبر قتل این وکیل همزمان شد. ظهر چهارشنبه گذشته خبر رسید که حکم پرونده حسین هدایتی صادر شده و سه متهم هم به زندان معرفی شدهاند، البته با یک تبصره؛ سه متهم که مدیران بانک سرمایه بودند، همزمان سکته کردهاند!
قاضی مسعودی مقام، رییس شعبه سوم دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی در جمع خبرنگاران در حاشیه هفتمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمین شرکت پتروشیمی در پاسخ به این سوال که حکم حسین هدایتی صادر شده است؟ پاسخ داد: «بخشی از حکم این پرونده صادر و تا قبل از ماه رمضان اعلام میشود.»
رییس شعبه سوم دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا حکم سه تن از مدیران بانک سرمایه اجرا شد؟ گفت: «زمانی که متهمان برای اجرای حکم احضار شدند، نمیدانم چرا هر سه نفر همزمان سکته کردند و در بیمارستان بستری شدند. از پزشکی قانونی خواستیم موضوع را بررسی کند. در حال حاضر پرویز کاظمی به زندان رفته است و در خصوص دو محکوم دیگر، معالجات در حال انجام است و گفتهایم اگر محکومان توانایی تحمل حبس را ندارند باید در بهداری، تحمل حبس کنند که این موضوع هم در دست بررسی است.»
و شب که خبر از قتل یک وکیل مرتبط با این پرونده رسید، ابهامات به چشم آمد
حمید حاجیان کیست؟
حسین هدایتی در یکی از جلسات دادگاه خود با اشاره به حمید حاجیان گفته بود: «به سراغ حمید حاجیان که یک وکیل بانفوذ است و ۵۰ میلیارد تومان پول بنده را خورده و برده است بروید. حاجیان گفته بود که اگر اسمش را در دادگاه ببرم از من شکایت میکند. شاید فرار آقای یقینی نیز دست ایشان باشد».
در دادگاه بانک سرمایه گفته شد اکبر یقینی متهم متواری شده و یا در بیمارستان است. قاضی میگفت: «متواری است». اما دادستان میگفت: در بیمارستان بستری است. دادگاه برای ضبط وثیقه میرود که متوجه میشود وثیقه او اجارهای است. به بیمارستان میروند میبینند متواری است اما در ایران است!
قاضی مسعودی مقام در ادامه در بخشی از اظهاراتش گفت: آقای یقینی متواری است، دستور ضبط وثیقه صادر شده است، وی از ناحیه برخی متهمین تهدید شده که در جلسه دادگاه حاضر نشود، این فرد با عدم حضور حق دفاع را از خود سلب میکند، در جلسات آتی اظهارات صوتی آقای یقینی در رابطه با بخشی از متهمین که وی را تهدید کردهاند، ارائه خواهیم داد.
قهرمانی نماینده دادستان نیز بیان داشت: آقای یقینی در جلسات قبلی حاضر نشدند و اعلام کردند که در بیمارستان هستند و دادستان تهران نیز این مطلب را به درستی بیان کردند. سندی که آقای یقینی به عنوان وثیقه گذاشتند اجارهای بوده است و این سند را ۱۳۰ میلیون تومان اجاره کردند. به وی مظنون شدیم و ضابطین به بیمارستان رفتند ایشان از بیمارستان متواری شده است؛ اما در داخل کشور است، دیشب نامه فرستادند و گفتهاند که توسط آقای هدایتی تطمیع میشدم و نگرانی دارم و به همین دلیل نمیتوانم در دادگاه حاضر شوم.
اما حسین هدایتی در آخرین دفاعیات خود گفته بود: «سراغ افراد بانفوذ بروید و آنها را محاکمه کنید. فیروز دولتآبادی سفیر دولت وقت در ترکیه ۲۱ میلیارد تومان برای یک سریال و فیلم از بنده پول گرفته است چرا او را محاکمه نمیکنید و موضوع دو سکه یک فوتبالیست را مطرح میکنید؟»
ارتباط قتل حاجیان و هدایتی؟
حاجیان گفت بود که اگر اسمش را در دادگاه ببرم از من شکایت میکند»، آیا ارتباطی بین این قتل و این موضوع وجود دارد؟ گفت: «به هیچ عنوان ارتباطی میان موکل من و حاجیان وجود ندارد.»مدیر خراسانی در پاسخ به این سوال که هدایتی گفته بود که شاید فرار یقینی هم ربطی به حاجیان داشته باشد، گفت: «من وکیل آقای یقینی نیستم و نمیدانم میان این دو موضوع ارتباطی وجود دارد یا خیر. اما آن چیزی که میدانم این است که بین هدایتی و قتل حاجیان ارتباطی وجود ندارد.»
برخی فرضیههای پلیسی
ارتباط یقینی و هدایتی
اما حسین هدایتی در دادگاه درباره ارتباط خود با یقینی اینچنین گفته است: «بنده در سال ۹۲ با آقای یقینی آشنا شدم و افرادی که باب آشنایی ما (هدایتی– یقینی) را باز کردند از بنده ۲۴۰ میلیون تومان کمیسیون و از آقای یقینی هم ۴۰۰ میلیون تومان کمیسیون گرفتهاند. شرکتهایی که در کیفرخواست به آنها اشاره شد متعلق به من نیستند، ما این شرکتها را نه خریدهایم و نه به ما واگذار شده است. این شرکتها سرمایهای بیش از ۱۰ برابر سرمایه مورد نیاز برای ثبت شرکت داشتهاند، مالیات خود را دادهاند و کارت بازرگانی هم برایشان وجود داشته است. حتی در سال ۹۲ آقای یقینی به عنوان پرداخت مالیات این شرکتها مبلغ ۶۵۰ میلیون تومان دریافت کرد تا مالیات این شرکتها را بپردازد و این نشان میدهد که این شرکتها صوری و کاغذی نبوده است.
همه مقررات ثبت این شرکتها به طور درستی طی شده است و مالک این شرکتها هم آقای یقینی بوده است.»هدایتی گفت: «در سال ۹۱ بانک سرمایه برای ۵ مورد از این شرکتها مصوبه صادر کرده است تا آنها تسهیلات بانکی دریافت کنند. بنده در سال ۹۲ با آقای یقینی آشنا شدم و گفتم که چند شرکت خوب را که شرایط دریافت تسهیلات داشتهاند به من معرفی کند و او هم در سال ۹۲، ۵ شرکت را به من معرفی کرد. شرکتها متعلق به من نیست بلکه متعلق به آقای یقینی است و اگر سوابق ضعیف و تخلفی دارد باید خود پاسخگو باشد.»
او گفت: «کار آقای یقینی این بود که شرکت معرفی میکرد تا تسهیلات اخذ شود، الان هم این کار مرسوم است و در روزنامهها آگهی میشود یعنی شرکتها وثیقه میگذارند تا تسهیلات بگیرند. ۱۳ میلیارد و ۶۵۰ میلیون تومان هم به یقینی بابت خرید شرکتها دادهام و فکر میکردم این شرکتها درست هستند اما بعدا فهمیدم که اسناد آنها صوری هستند و یقینی باید جواب دهد چرا شرکتهای صوری و قلابی به ما معرفی کرده است که امروز گرفتار شویم، خودمان میتوانستیم شرکت ثبت کنیم و گرفتار این مشکلات نشویم.»
ادعای هدایتی این است که حاجیان از فرار یقینی هم مطلع است. او جامعه را با این سؤال روبهرو میکند که «اطلاعات ما از خارج از کشور متهم را میگیرد. الان در سلول ما فردی را از کارائیب آوردهاند. داعشی و تروریست را از سوراخ موش بیرون میکشند؛ آیا نمیتوانند آن آقا را بگیرند بیاورند تا اینجا صحبت کند. ۴ سال است در دادسرای ناحیه سه شعبه ۱۲ علیه فیروز دولتآبادی طرح شکایت کردهام، اما هنوز ترتیب اثر داده نشده است. به سراغ حمید حاجیان که یک وکیل بانفوذ است و ۵۰ میلیارد تومان پول بنده را خورده و برده است بروید. شاید فرار آقای یقینی نیز دست ایشان باشد.»
وکیل یکی از متهمان که راننده تاکسی بوده میگوید فردی به اسم «نیما مقدم» معرف او به یقینی بود. یکی دیگر از متهمان که پیک موتوری یقینی بوده و به نام او شرکتی ثبت و وام میلیاردی دریافت شده، میگوید: «آقای یقینی یک آدم معتقد هیاتی بودند که در کربلا موکب داشتند و من براساس اعتقاداتم ١٤ روز در موکب ایشان در کربلا خدمت کردم. اگر آقای یقینی میگفت الان شب است من قبول میکردم.»یقینی شرکتها را به نام کارتنخوابها ثبت کرده بود و توجیهی که برای آنها میآورد این بود که «به خاطر تحریمها نمیتواند خودش فعالیت اقتصادی داشته باشد.»
هدایتی ارتباط وکیل را با یقینی تضمین میکند و میگوید: «آقای وکیلی ایشان را به من معرفی کرده که الان هم میداند آقای یقینی کجاست.»