سیاسی

دو رکن اساسی فرهنگ دینی و اسلامی چیست؟

صدای ایران؛ حیدر سمیر کرم- امروز مصادف است با سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و روز معلم؛ او که امام خمینی(ره) ثمره عمر خویش خواندش، و خواندن همه آثار اورا به جوانان توصیه نمود.

شهیدی که از او بعنوان ایدئولوگ نظام اسلامی یاد می کنند و ثمره و جهاد فکری او و دکتر علی شریعتی باعث شد در زمانی که تفکر چپ برای جوانان آن روز جاذبه ای بسیار داشت و برای بسیاری ار مومنان، عبادت فقط در اعمال عبادی خلاصه گشته بود، این بزرگواران با برجسته کردن اسلام اجتماعی و تنظیم منظومه ای از تفکرات اصیل اسلامی و عرضه آن به جوانان تشنه حقیقت؛ مقدمات فکری برای تغییر در بستر سیاسی و اجتماعی جامعه را آماده سازند.

بنابراین، در این روزها که متعلق و به نام استاد مطهری است بدنیست که گذری بردیدگاه ایشان در باب دو مقوله اصلی انقلاب یعنی (عدالت وآزادی) داشته باشیم.

عدالت بن مایه حرکت انبیا است و اصل واساس رسالت انبیا از دیدگاه قرآن بر پا داشتن عدالت است. قرآن در این زمینه به صراحت اشاره کرده است (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط وانزلنا الحدید فیه بأس شدید ومنافع للناس)

اما براستی عدالت چیست؟ و چرا اهمیت دارد؟ برای دست یافتن به جواب بدنیست به منظومه فکری استاد مراجعه نمائیم. ایشان عدالت را اینگونه تعریف می نمایند (عدالت چیزی است که می توان به آن به عنوان یک مرز ایمان داشت و به حدود آن راضی و قانع بود، اما اگر این مرز شکسته و این ایمان گرفته شود و پای بشر به آن طرف مرز برسد دیگر حدی برای خود نمی شناسد، به هر حدی که برسد به مقتضای طبیعت و شهوت سیری نا پذیر خود تشنه حد دیگر می گردد و بیشتر احساس نارضایی می نماید)

بنا به دیدگاه فوق، عدالت را یک مرز برای شناخت حق و ناحق میداند و شکستن این مرز را به نوعی خروج از انسانیت می داند. حتی بسی بیشتر ایشان شرط اساسی شناخت ایمان حقیقی و صحیح را از ایمان نادرست وغیر صحیح را برپاداشتن عدالت میداند.

چون از دید ایشان زیر بنای اندیشه عدالت وحقوق ذاتی مردم در ایمان به خداوند نهفته است. لذا در جامعه ای که این دو حق اساسی انسان زیر پا گذاشته شود، در اصل آن زیر بنای اصلی که ایمان به حقوق باری تعالی است وجود ندارد.

ایشان به صراحت در این زمینه می گویند (حقیقت این است که ایمان به خداوند از طرفی زیر بنای اندیشه عدالت وحقوق ذاتی مردم است و تنها با اصل قبول وجود خداوند است که می توان وجود حقوق ذاتی وعدالت را به عنوان دو حقیقت مستقل از فرضیه ها و قراردادها پذیرفت و از طرف دیگر بهترین ضامن اجرای آنهاست).

لذا با این دیدگاه است که ایشان حتی برپایی حکومت از دیدگاه اسلام را فقط برای برپایی عدالت و احقاق حقوق مردم می دانست و رضایت مردم را شرط صحیح حکومت مداری می داند.

ایشان در این زمینه دیدگاهی را بیان می کند که پس از سالها از شهادت ایشان، تازه ونو است و نگرش عمیق دیدگاه ایشان را نشان می دهد.

استاد مطهری در کتاب سیری در نهج البلاغه بیان میدارند که (یکی از چیزهایی که رضایت مردم بدان بستگی دارد این است که حکومت با چه دیده ای به توده مردم وبه خودش نگاه می کند، با این چشم که آنها برده و مملوک وخود مالک وصاحب اختیار است؟ و یا با این چشم که آنها صاحب حق اند و اوخود تنها وکیل وامین ونماینده است؟ در صورت اول هر خدمتی انجام دهد از نوع تیماری است که مالک یک حیوان برای حیوان خویش انجام می دهد و در صورت نوع دوم از نوع خدمتی است که یک امین صالح انجام میدهد. اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم واحتراز از هرنوع عملی که مشعر به نفی حق حاکمیت آنها باشد. از شرایط اولیه جلب رضا واطمینان آنان است).

نگرش فوق در ساختار بیان خویش به دو نکته مهم اشاره دارد که مهمترین شرط برقراری عدالت درهر جامعه ای، نگرش صحیح حاکمان آن جامعه به حقوق مردم و احترام گذاشتن به آزادی های مصرح و قانونی آنهاست و این امر میسور نمی گردد مگر با رضایت و اطمینان انها.

در درون همین تفکرکه برپایه فرهنگ اسلامی است، انسان دارای هیچ مرز وحدی نیست، اما دارای آزادی مطلقی که بیان می گردد نیز نیست. ایشان دیدشان در رابطه با آزادی انسان را اینگونه بیان می کنند (انسان مرز وحد ندارد اما [راه]دارد. قرآن روی راه مشخص انسان که از آن به «صراط مستقیم» تعبیر می کند تکیه فراوان دارد انسان«مرحله»ندارد، به هر مرحله برسد نباید توقف کند اما«مدار»دارد، یعنی در یک مدار خاص باید حرکت کند. حرکت انسان در مدار انسانی تکامل است نه در مدار دیگر مثلا مدار سگ و خوک و نه در خارج از هر مداری یعنی ونه در هرج ومرج).

در نگرش ایشان ،انسان در طی یک مدار مشخص که مداری است انسانی ،همیشه باید در مسیر رشد وتعالی باشد ودر این مسیر هیچ حد یقفی وجود ندارد وبه معنای واقعی آزاد است.ایشان دیدگاهی که انسان را بطور مطلق آزاد می داند  قابل نقد واشکال می داند وعملا تجربه بشری را برای اثبات دیدگاه خویش شاهد مثالی درست میداند.

با توجه به مطالب فوق، می نگریم که در منظومه فکری استاد شهید، عدالت و آزادی دو رکن اساسی فرهنگ دینی و اسلامی است، و هر دو به گونه ای لازم و ملزوم یکدیگرند و جامعه دینی، جامعه ای است که این دو رکن جز ارکان اساسی آن باشد. و بنا بر این دیدگاه بود که در شعارهای اولیه انقلاب ۵۷ این دو مسئله تبدیل به خواست عمومی گشت و شالوده انقلاب اسلامی برپایه آنها شکل گرفت و هنوز نیز جز خواست و دغدغه عموم جامعه است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا