اجتماعی
(طنز) یک ایدز داری یک هپاتیت
یک آقایی سوار آمبولانس شد و نتیجه چکاپش را داد دستم و گفت: آمبولانسچی، ببین اوضاعم چطوری است.
نگاه کردم و گفتم: اوهاوه… اوضاعت خیلی ناز و قاراشمیش است… اوهاوه… یک ایدز داری… یک هپاتیت داری… ۱۶۳تا قند داری…
تا گفتم ۱۶۳تا قند داری، گفت: وای بر من… ۱۶۳تا قند؟ بیچاره شدم… حالا چه خاکی بر سرم بریزم؟
گفتم: عزیزم، توجه نکردی انگار. یک ایدز داری، یک هپاتیت هم داری…
گفت: یک عددی نیست… ۱۶۳تا قند میدانی یعنی چی؟
گفتم: گلم، وضعیت تو وضعیت معکوس ماست. اینهمه پرونده فساد اقتصادی و پروژههای نصفهنیمه و کارهای برزمینمانده و تعهدات مالی و چهوچه دولت مهرورزی به چشم کسی نمیآید و نیامد و هی حلواحلوایش کردند، بعد الان برخی نمایندگان توی مجلس هفتهای چهارروز، روزی چندبار میگذارند توی کار دولت اعتدال و هی اعلام خطر میکنند. جدیدا هم که میگویند اعتدال تو کار براندازی است. انگارنهانگار که مهرورزی چه کرده، یعنی اگر امتحان دیکته بود صفر شده بود. مثل همین شما که ترس برت داشته قندت بالاست ولی حواست نیست چیزهای دیگرت پایین است. نطقم که تمام شد برگشتم ببینم استاد چقدر متاثر شده، که دیدم خروپفش رفته هوا. من هم آمبولانس را زدم کنار و طی مراسم باشکوهی و در کمال احترام طرف را بغل کردم و گذاشتم سر کوچه بلکه گم شود و خلاص شود و خودم هم رفتم در افق گموگور شوم که همه خلاص شویم.
منبع : روزنامه شرق