فاکتورهای آسیب پذیری فضای سایبر

بدین ترتیب، برخی از این کشورها با ایجاد یک درگاه واحد، سعی بر کنترل نقاط دسترسی به اینترنت دارند. هرچند که این رویکرد با طرح کلی اینترنت مبنی بر دسترسی به تمامی شبکه ها مغایر است، اما می تواند برای سیاست داخلی کشورها (کنترل محتویات اطلاعات فرامرزی) و همچنین سیاست خارجی کشورها(آمادگی دفاعی در مقابل حملات احتمالی در چارچوب طرح دفاع عمقی) مزایایی داشته باشد.
جمهوری خلق چین، در زمینه فضای سایبری، علاوه بر نظارت و کنترل اینترنت، در حال توسعه سیاست دیگری است:
توسعه توانمندی های تهاجمی به منظور انجام فعالیت های جاسوسی سایبری، خنثی سازی و یا فلج سازی موقت سیستم های انفورماتیک کشور.
از سال ۲۰۰۶ میلادی، اتفاقاتی رخ داده اند که نشان می دهند که سرویس های چینی در امور گوناگون در سیستم های کشورهای غربی(آمریکا، آلمان، سازمان ملل متحد و ….) جاسوسی کرده اند و تحلیل های انجام شده توسط شرکت های امنیت سایبری حاکی از وجود یک – یا حتی چندین- عملیات جهانی جاسوسی سایبری علیه دولت ها، شرکت های چند ملیتی و برخی سازمان های جهانی است.
در حقیقت اساس سیاست سایبری چین بر مبنای تصرف فناوری های انفورماتیک و ارتباطات به منظور دست یابی به منافع اقتصادی و همچنین به منظور پایه گذاری یک استراتژی جنگ اطلاعاتی گذاشته شده است؛ که در آن سیستم های در اختیارش ارتش خلق چین برای نفوذ به سیستم های متصل به اینترنت به کار می روند، تا از این طریق امنیت زیر ساخت ها، تبادلات و داده های ذخیره شده دولت ها، به خصوص دولت های غربی، و کاربران را مورد تهدید قرار دهند. از این منظر، می توان گفت که چین مدت هاست که یک سیستم بازدارندگی سایبری را در اختیار دارد که به نظر می رسد وسیله ای برای انجام جاسوسی سایبری در سطح جهانی نیز می باشد.
