همبستگی ناکام مسئولیتشناسی ناکام
« همبستگی ناکام مسئولیتشناسی ناکام » عنوان
سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد امین قانعی راد است که میتوانید آن را
در ادامه بخوانید:
برای رفع مشکلات اجتماعی به حضور مردم و مسئولان
نیاز داریم، یعنی از یک طرف باید همبستگی مردمی ایجاد شود و از طرف دیگر
مسئولان باید در قبال وظایف خود احساس مسئولیت کرده و در صحنه حاضر شوند.
در حادثه پلاسکو ما دیدیم تعداد زیادی از مردم حضور داشته و نگران قضیه
بودند و سعی میکردند در محل حادثه مشارکتی داشته باشند. از طرف دیگر،
مسئولان هم خود را رسانده و سعی میکردند وظایف خود را انجام دهند. در این
رابطه هم مردم و هم مسئولان حضور داشتند، اما شاهد ناکامی هر دو بودیم و در
نهایت فروپاشی ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد. در واقع این حادثه به نحوی به
نمایش ناتوانی تبدیل شد.
این ناکامی همبستگی اجتماعی و ناتوانی کنش مسئولان
برای حل قضیه نیاز به تامل بیشتری دارد. باید اندیشید چه موقعیتهایی پیش
میآید که با وجود همبستگی با ناکامی مواجه هستیم. درباره حضور مردم
دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی این حضور را صرفا کنجکاوی، نگاه کردن،
حادثه جویی، دنبال کردن و ابراز خودنمایی تعبیر کردهاند، اما نمیتوان این
پدیده را به این موارد خلاصه کرد. دامنه حضور مردم از نگاه کردن برای پر
کردن اوقات فراغت تا مشارکت همراه با دلنگرانی و همدلی گسترده بود و برخی
افراد واقعا فکر میکردند با حضور خود میتوانند به آسیب دیدگان این حادثه
کمک کنند. تعداد زیادی از مردم قصد کمک، همیاری و تعاون دارند، ولی راه
چگونه ابراز کردن آن را نمیدانند. باید برنامههایی برای هدایت مشارکتهای
مردمی وجود داشته باشد، در حالی که حضور مردم در این حادثه ایجاد مزاحمت
کرد و بن بستهایی را در امدادرسانی به آسیب دیدگان به وجود آورد. از سوی
دیگر، شاهد ناکامی کردار مسئولان هم بودیم که در مدیریت بحران ناتوان
بودند. بخشی از این مساله به دیر هنگام بودن برخورد با این قضیه برمیگردد،
چرا که کارشناسان معمولی و حتی شهروندان عادی هم سالها پیش نسبت به این
ساختمان هشدارهایی را داده بودند. البته گفته میشود مسئولان شهری هم
متوجه این نکات بودند، اما اقدام نکرده و با این پدیده برخورد نداشتهاند.
بارها مراکز و حتی نهادهای دولتی از طرف شهرداری به دلیل داشتن برخی
مطالبات و بدهیها به سیستم شهری بسته شده و از فعالیتشان جلوگیری به عمل
آمده است؛ چرا از فعالیت این ساختمان جلوگیری نشده است؟
درواقع اگر
ساختمان پلاسکو به شهرداری بدهکار بود، شهرداری به نحوی جلوی فعالیت آن را
میگرفت. به هر حال باید زودتر از این، مسئولان با اندیشه، پیشبینی و
تدبیر بیشتری به چالش با این مسائل بروند و منتظر نباشند موقعیتهای
اضطراری و فاجعه آور ایجاد شوند تا در آن شرایط مسائل را حل کنند. این
پیشنگریها در مدیریت بحران حرف اول را میزند. اگر همه چیز را رها کنیم
تا در مسیر عادی خودش پیش برود و به بحران بینجامد و بعد بخواهیم آن را حل
کنیم با ناکامیهای مشابهی مواجه میشویم. علاوه بر افرادی که در حادثه
مشغول اطفایحریق هستند، باید تحلیلگران استراتژیک هم حضور داشته باشند،
چرا که تحلیل راهبردی از موقعیت میتوانست نشان دهد که احتمال دارد این
ساختمان فرو بریزد.
این در حالی است که بنا به دلایلی میتوان حدس زد
ساختمانی که اسکلت آهنی دارد و در معرض آتش سوزی قرار گرفته اگر نقاط جوش
این اسکلت آهنی، اتصال خود را از دست بدهند شاهد عدم تعادل و فروپاشی کل
ساختمان هستیم. در سیستم بحران باید موقعیتها تحلیل شوند نه اینکه افرادی
را برای اطفای حریق و اقدامات موضعی روانه کنیم، یعنی باید کل قضیه مورد
تحلیل قرار گیرد که جای این قضیه خالی است. در موقعیتهای بحرانی تحلیلگران
باید هوشمند باشند و نگاه استراتژیک داشته باشند و سریعا اطلاعات را از
موقعیتها به دست آورند. باید آتشنشانان با نگاه راهبری هدایت شوند که جای
این نگاه راهبردی در حادثه ساختمان پلاسکو خالی بود و اگر وجود داشته باید
مسئولان ذیربط تحلیلهای خود را بگویند که چه بوده است. عامل مهم دیگری
که نقش دارد بحران زیر ساختهای شهری است.
در واقع منطقهای که در آن این
حادثه رخ داده بهطور عادی درگیر ازدحام، شلوغی و تراکم است. مراکز متعدد
اقتصادی، تولیدی، خدماتی و بازرگانی در این منطقه وجود دارند. در واقع این
محل، محل تجاری با تراکم زیاد است که البته این مساله فقط شامل این منطقه
هم نیست. در تهران با فشردگی اماکن، انسانها و سیستم حمل و نقل شهری مواجه
هستیم که امکان خدمت رسانی درست را از بین میبرند و این تراکم در کنار
عدم رعایت ضوابط لازم از طرف شهروندان و حتی برخی نهادهای وابسته به بخش
دولتی مسئولیت ایجاد میکند و برای مدیریت بحران محدودیت بزرگی است، یعنی
نه تنها محدودیت ایجاد میکند، بلکه عاملی بحران زاست. ما بدون تغییر دادن
سازههای شهری باید انتظار داشته باشیم اگر در موقعیتهای مشابه این قبیل
حوادث در تهران اتفاق بیفتد همین ناکامیهای مشابه را تجربه کنیم.
باید
ازحوادثی مانند حادثه سوختن پلاسکو درس بگیریم. به این منظور نیاز است
بازاندیشی مجدد صورت گیرد. از طرف دیگر باید به نقش تعبیه و پییش بینی
درباره هدایت تمایلات مشارکت جویانه مردم هم توجه کرد.
