نظريه مينی ماكس
واقعیتهای دنیای سیاست گریزناپذیر است. آرمانها زیبایند. ایدهآلها ترسیم کننده چشم اندازهای روشن هستنداما واقعیتها مسیرهای پرچالش برای دست یافتن به این ایدهها و آرمانها هستند که اگر به خوبی دیدهبانی نشوند و در چارچوب مدیریت آینده آنها استراتژیهای اصولی طراحی نشود این واقعیتها هستند که خود را بر ارادهها تحمیل میکنند.
این واقعیتی است که خود را بر اراده سیاسی سیاستمداران تحمیل میکند. دو کنشگر مرکزی و اصلی این بازی ایران و آمریکا هستند که به طور طبیعی زودتر میتوانند به تفاهم دست یابند و بیشترین برد را از آن خود کنند.
آنها هم باید استراتژیهایی را اتخاد کنند که شانس برد آنها را افزایش دهد و اینجاست که هر چقدر شاهد نزدیک شدن به ایستگاه آخر تفاهم باشیم اختلال در رفتار بازیگران دیگر بیشتر بروز میکند.
در ژنو۳ فابیوس دچار همین معنا شد که نگرانی از برد کمتر موضعگیری فرانسه را به دنبال داشت. اکنون نیز هرچه به ایستگاه تفاهم نزدیکتر شویم، پنج بازیگر دیگر به اتخاذ سیاستی دست خواهند زد که بتوانند از حواشی این پیمان، برد بیشتری را نصیب خود کنند. لذا نهتنها فرانسه و روسیه که باید انگلستان و آلمان را نیز در کنار چین فراموش نکرد.
زمین بازیها اگرچه جداگانه است و جغرافیایی دور از هم دارد اما نتایج هر بازی روی نتایج بازیهای دیگر و ردهبندی قدرت تاثیر میگذارد. بازيگران مختلف مركزي و پيراموني در پرونده هستهاي بايد به نظريه مينيماكس توجه كنند؛ نظريهای که بازي با حاصل جمع غيرصفر است. در نظريه ميني ماكس بازیگر برای اجتناب از بدترین باخت، از بهترین برد نیز میگذرد.
منبع : روزنامه آرمان



