چهارراه هستهاي «وين»
در دور نهايي مذاکرات ايران با شش قدرت جهاني موسوم به ۱+۵ ميتوان چهار احتمال مطرح کرد: ۱- دستيابي به توافق جامع نهايي ۲- تمديد توافق اوليه ۳- توافق اوليه جديد ديگر (در آن برخي از مسايل حل شده و برخي ديگر ازموضوعات براي مذاکره بيشتر به آينده موکول شود) ۴- پاياندادن به فرآيند مذاکره بر سر برنامه هستهاي ايران.
اين پرسش را با چهار کارشناس بينالمللي مسايل هستهاي در ميان گذاشتيم که پاسخ آنها را در ادامه ميخوانيد.
مسايل داخلي هر دو طرف احتمال رسيدن به توافق نهايي در آينده را با مشکلات بيشتري روبهرو خواهد کرد. مشخص نيست که آيا با ادامه مذاکرات و تمديد توافق اوليه روحاني و محمد جواد ظريف در موقعيت بهتري قرار خواهند گرفت، آنهم زمانيکه تحريمها همچنان باقي است.
گروه «۱+۵» هيچ نشانهاي از سازش با ايران بر سر غنيسازي نشان نداده و سرمايهگذاري خارجي بر سر نفت و زيرساختهاي گازي متوقف است. آيا اوباما از حمايت بيشتر کنگره برخوردار خواهد شد آنهم زماني که پيشبيني ميشود جمهوريخواهان در انتخابات نوامبر ۲۰۱۴ قدرت بيشتري بگيرند؟ منافع زيادي براي حصول توافق نهايي تا ضرب الاجل ۲۰ جولاي و همچنين طراحي يک برنامه اقدام مشترک جديد براي ادامه مذاکرات وجود دارد.
براي مثال اگر ايران و «۱+۵» بر سر ساخت رآکتور اراک با پتانسيل توليد پلوتونيوم کمتر از آنچه اکنون است، توافق کنند آنگاه احتمالا بهترين گزينه اين است که مذاکره در مورد آن را خاتمه دهند و اجازه بدهند تا بلافاصله ساخت آن ادامه پيدا کند. در چنين حالتي، روحاني ميتواند توافق جديد را بهعنوان پيروزي محسوس و ارزشمندي جشن بگيرد.
در عين حال اوباما نيز قادر خواهد بود تا به کنگره آمريکا بگويد که مذاکرات توليد زياد پلوتونيوم در ايران را متوقف کرده است. توافق بر سر بخشي از مسايل و البته موقت ميتواند باعث ايجاد اعتماد به ادامه مذاکرات شود و پيچيدگي برنامه کاري و دستور جلسات مذاکرات باقيمانده را کاهش بدهد. همچنين در صورت تحقق، اين توافق جديد قادر خواهد بود تا موضع تندروها را تضعيف کند.
آنها تنها در پي آن هستند تا نشان دهند که رسيدن به توافق نهايي هيچگاه امکانپذير نخواهد بود؛ توافقي که در آن پيشرفت مشاهده شود و به مذاکرهکنندگان امکان بدهد با تمرکز بيشتري به ديگر مسايل بپردازند، ميتواند امکان رسيدن به توافق نهايي در ماههاي آتي را آسانتر کند.
متقابلا ايران نيز بدون از دست دادن عوامل اصلي برنامه هستهاي خود توانسته است تا شرايط اقتصادي خود را تثبيت کند. علاوه بر اين موارد، هيچ کدام خواستار شکست توافق اوليه نيستند تا با اعمال تحريم از جانب آمريکا و اروپا و از سرگيري برنامه هستهاي از جانب ايران تنشها بالا بگيرد.
حتي منتقدان سفت و سخت توافق اوليه (مانند عربستان سعودي و اسراييل) نيز ترجيح ميدهند موقعيت حال حاضر ادامه پيدا کند تا توافق «بد»ي انجام شود که به ايران اجازه دهد تا هزاران سانتريفيوژ در اختيار داشته باشد.
بنابراين در صورتيکه ايران و «۱+۵» نتوانند تا ۲۰ جولاي به توافق برسند، ترجيح ميدهند مذاکرات را تمديد کنند. در صورت خواست دو طرف، برنامه اقدام مشترک (توافق اوليه) زمينه تمديد مذاکرات تا ششماه ديگر را فراهم کرده اما براي اين کار لازم است تا مدت و زمان دقيق آن مورد مذاکره قرار بگيرد.
ايران بايد اشتياق زيادي براي پاسخدادن به نگرانيهاي جامعه بينالملل در مدت زمان باقيمانده از خود نشان دهد» ايران احتمالا براي تمديد توافق خواستار لغو بيشتر تحريمها خواهد شد. شش قدرت جهاني نيز براي تمديد توافق احتمالا خواستار اعمال محدوديت بيشتر بر برنامه هستهاي ايران خواهند شد.
براي مثال، حال که ايران بر اساس «برنامه اقدام مشترک» ذخاير ۲۰درصد اورانيوم خود را رقيق کرده يا تبديل به اکسيد کرده است؛ امکان دارد شش قدرت جهاني از ايران بخواهند تا مقدار زيادي از اورانيوم پنجدرصدي خود را به اکسيد تبديل کند. در ازاي آن، احتمالا شش قدرت جهاني اجازه ادامه دسترسي ايران به ۵۵۰ميليارددلار درآمد نفت ماهانه توقيفشده را خواهند داد.
البته به نظر نميرسد که هياتهاي مذاکرهکننده بهخاطر اين اصل «هيچ توافقي شکل نخواهد گرفت تا بر سر همهچيز توافق حاصل آيد» موارد توافق جديد را علني کنند.
هرچند بهوضوح دو طرف از قابليت آينده سانتريفيوژهاي ايران و رسيدن به توافق بر سر آن تا ضربالاجل تعيينشده بهدور هستند. فراهمکردن زمينه تمديد توافق اوليه، قدم منطقي بعدي براي اين دور از مذاکرات است.
اما آيا ايران واقعا به اين ميزان قدرت غنيسازي نياز دارد؟ چرا که بهمنظور استفاده درست از آن نياز است تا تکنولوژي توليد سوخت و اورانيوم داشته باشد که حداقل در يکي از آنها بهشدت به واردات وابسته است.
از سوي ديگر، براي ايران لغو تحريمها، شرايط و نحوه اجراي آن نيز مساله مهم ديگري است. سوالات مربوط به وجوه نظامي و مسايل مرتبط با آن در توافق نيز بايد به تاييد پارلمان برسد. از اينرو موضوعات سخت و پيچيده زيادي وجود دارد و احتمالا تنها در آخرين لحظات ميتوان فهميد که مذاکرات به چه سمتي خواهد رفت.
البته در سياست بينالملل اينکه در مواقع تنگنا، زمان براي مدتي متوقف شود چيز غيرمعمولي نيست و معمولا طرفين از اين فرصتها براي يافتن راهحلي موثر و خلاقانه استفاده ميکنند.
منبع : روزنامه شرق