علی کریمی جان پیشنهادت کارایی ندارد!

یک ماه خرید نکنید
اما در ایران این داستان تنها دهن به دهن میشود. عملی در کار نیست. گرانی بیداد میکند و قیمتها کاملا بیحساب و کتاب بالا میرود. و باز هم مردم فقط میگویند اگر ما نخریم، کالا روی دست تولیدکننده باد میکند و تولیدکننده مجبور میشود که قیمتها کاهش دهد. این جملات توسط قشر وسیعی از مردم تکرار میشود اما در عمل اتفاقی نمیافتد. بلکه در چنین روزهایی از ترس گران شدنهای بعدی، عطش مردم برای خرید بیشتر هم میشود. این داستان همیشگی خریداران ایرانی است.
استقبال از پیش فروش خودرو
چند سالی است که مردم با قیمت غیرمنصفانهی خودرو روبهرو هستند و خودروهایشان را چند برابر قیمت تمام شده ساخت و عرضهی آن، خریداری میکنند. در شهریور سال ۹۴ نیز پویشی تحت عنوان خرید خودروی صفر ممنوع به راه افتاد. علت ایجاد این پویش افزایش بیرویهی قیمت خودرو در عین تنزل کیفیت آن بود. این پویش فروش خودروها را بسیار کاهش داد و بسیاری از فروشندگان مجبور به نگهداری خودروها در انبارها شدند. حالا تاریخ تکرار میشود. باز هم عدهای دم از پویش تحریم میزنند و عدهای دیگر سرمست از لطفی که شرکت خودروسازی با پیش فروش خودروها در حقشان نموده است!
تحریم با تحلیل همراه باشد
آفتاب یزد در این باره با سهیل رضایی روانشناس به گفتوگو نشست. رضایی میگوید: « نمیشود به عدم استقبال از این تحریمها، عدم اتحاد بگوییم. سال ۹۴ هم تحریم خودرو صورت گرفت، چون درست انجام شد و مقطع زمانی آن مناسب بود، پاسخ مثبت گرفت. نمیشود جلوی مرد را گرفت؛ سالها به مردم گفتند چهارشنبه سوری را جشن نگیرید، کسی گوشش بدهکار نبود. الان چهارشنبه سوری پذیرفته شده است. در ضمن هر چیزی را که نمیشود با اتحاد درست کرد. باید تحلیل هم چاشنی آن شود. آقای کریمی مسئول عدم پیشرفت مالی مردم است. یک خانواده ممکن بود با خرید طلا و سکه بتواند کمی وضعیتش را بهبود دهد، اما این تحریمها به آن خانواده ضربه خواهد است. در اثر تحریمهای خارجی که برای ایران اتفاق افتاد، پول ملی ارزشش را از دست میدهد، پس طلا کم میشود. بانک مرکزی با نهایت اشتباه سکه را فروخت و لطمه بزرگ به اقتصاد کشور زد. من خرید سکه را توصیه میکنم.»
در این برهه تحریم بیمعناست
این روانشناس در ادامه میافزاید: «باید تحریم بجا باشد؛ زمانی تولید وجود دارد و در اثر احتکار قیمت بالا میرود، در آن صورت میتوان با نخریدن احتکارکنندگان را به چالش کشید. آقای کریمی به طور ناخواسته باعث زمین خوردن ملت میشود و این افزایش قیمت متوقف میشود. سکه و طلا با خریدن ما بالا و پایین نمیرود. نگرانی از آینده باعث میشود که مردم دنبال خرید طلا و سکه برود. طلا کالای دوران ناامنی است. طلا سرمایه است. وقتی انسان حس کند که به روز مبادا نزدیک میشود، طلا میخرد. اتفاقات نشان میدهد مردم از رئیس بانک مرکزی باهوشتر بودند رییس بانک مرکزی گفت سکه نخرید، ولی کسی گوش نداد. مردم به خاطر پیشبینیناپذیر بودن شرایط، سکه و طلا خریدند. مطلقا نمیتوانیم بگوییم جامعه متحدی نداریم. افراد بهتر است دیگران را وارد هر پویشی نکنند. میخواهند کنترل کنند. باید به ریشهی گرانی برسیم. اگر نگرانی بابت احتکار باشد با تحریم موافقم. باید بفهمیم چه چیزی باعث افزایش قیمت شده است؛ متغیرهای مداخلهای اقتصادی یا مدیریتی؟ اگر متغیرها اقتصادی باشد تحریم معنایی ندارد. مگر در این برهه یک عده طلا را انبار و احتکار کردهاند؟ برای بهبود اوضاع بانک مرکزی را تخلیه کردند ولی نتوانستند اوضاع را کنترل کنند. پس تحریم چه چیزی را درست خواهد کرد؟»
مخاطبان را بشناسیم
در این رابطه با یک جامعهشناس نیز گفتوگو کردیم. امیرمحمد حریرچی در این خصوص به آفتاب یزد میگوید: « باید ببینیم مخاطب تحریم چه کسی است؟ چه علی کریمی چه ایران خودرو باید مخاطب خود را بشناسند. مگر چند درصد مردم سکه و دلار میخرند؟ در این پویش مخاطبان ثروتمند فرض شدهاند. اگر برای یک ماه کالاهای مورد نظر را نخریم، چه دردی را دوا میکند؟ مشکل ما عموم مردم و مایحتاج آنهاست. آیا سکه و دلار در سبد کالای مردم است؟ سال ۹۴ مردم به طور جدی خرید خودرو صفر را تحریم کردند که نتیجه هم داد. ولی الآن مسیر را اشتباه میرویم و تحریمها مخاطبان را در نظر ندارند؛ باید دید تحریم روی چه قشری اثر میگذارد. باید روی سبد کالا تمرکز کنیم؛ خوراک، پوشاک، بهداشت، مسکن، آموزش و درمان و نهایتا تفریحات و فراغت سبد کالای مردم است. مگر چند درصد سکه میخرند؟ طبقهی پایین که خرج و دخلش با هم نمیخواند که دنبال سکه نمیرود. نه مسئولان و نه مشاهیر نمیدانند با چه کسی طرف هستند. اصلا تحریمکردن را جایز نمیدانم. بارها پیش آمده که مردم کالایی را نخرند که از روی ناچاری است. در اثر تورم سلامتی مردم را به خطر میافتد. مردم از خوراک و بهداشت و درمانشان میزنند. اما نام این تحریم نیست؛ ناخواسته اتفاق میافتد.»
تحریم منجر به اتحاد نمیشود
این جامعهشناس در ادامه افزود: «از نظر من تحریم اتحاد مردم را بیشتر نمیکند. مردم مجبورند مسکن اجاره کنند، از خدمات بهداشتی و درمانی استفاده کنند، بچهشان را به مدرسه بفرستند و شیر بخرند. ممکن است یکی برای سفر دلار لازم داشته باشد، چه تحریمی؟ بررسیها نشان میدهد که در ایران تنها ۰.۶ درصد خرج تفریحات میشود. کسی پول تفریح ندارد. درحالی که نیاز است و باید جزء سبد کالا باشد. در کشورهای دیگر یارانه سفر وجود دارد؛ به ویژه برای سالمندان. آدمها یا از روی نیاز یا از سر سودجویی گوششان بدهکار تحریم نیست. مگر اینکه مانند سال ۹۴ بگویند این کالا با این قیمت بنجل است و باید تحریم شود. باید نیازهای مردم را باید بشناسیم و بهانهای به دست مسئولان مملکتی ندهیم که به مردم انگ بزنند. مشکل اصلی رویکردها و نگاه مسئولان و مشاهیر و عدم اعتماد مردم به آینده است.»