راز تمایل عربستان به مذاکره با ایران چیست؟
طی هفت روز اخیر ما شاهد هستیم که عبدالله یحیی المعلمی، نماینده دائم عربستان سعودی در سازمان ملل متحد به صراحت از آمادگی عربستان سعودی در خصوص مذاکره با جمهوری اسلامی ایران و نیز پایان دادن به جنگ یمن سخن گفته است. از آن سو طبق برخی گفته های رویترز عربستان و ائتلاف سعودی سعودی بنا دارد تا پایان سال ۲۰۱۹ به جنگ یمن خاتمه بدهد. پیش از این اقدامات عربستان سعودی نیز شاهد تغییر رفتار و مواضع امارات متحده عربی در قبال تجاوز یمن و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران بودیم. از نگاه شما هدف یا اهداف این تغییر مواضع ابوظبی و به خصوص ریاض ناشی از چیست؟
مهمترین دلیل که باعث تغییر رفتار و مواضع ابوظبی و ریاض در خصوص تجاوز به یمن و به تبع آن آمادگی برای مذاکره با جمهوری اسلامی ایران شده است، به توانایی بالای پاسخگویی و تقابل هرچه جدیتر ارتش یمن، انصارالله و حوثی ها باز می گردد. اکنون پس از حدود پنج سال تجاوز زمینی، هوایی و دریایی و محاصره کامل کشور یمن توسط عربستان سعودی، امارات متحده عربی و برخی کشورهای همسو ما شاهد آن هستیم که علاوه بر افزایش تبعات منفی اقتصادی، کسری شدید بودجه، آثار مخرب نظامی، سیاسی، دیپلماتیک و مهمتر از آن گسترش جنگ و ناامنی به بیرون از یمن و تعمیم آن به داخل خاک عربستان و امارات متحده عربی سبب شده است تا ابتدا به ساکن ابوظبی و بعد از آن ریاض به دنبال کاهش تنش در تجاوز به یمن برای افزایش امنیت خود باشند. چراکه اکنون فرودگاههای مهم، مراکز صنعتی و نفتی و به خصوص پایگاه های نظامی دو کشور به راحتی در تیررس پهپادها و موشک های انصارالله یمن قرار دارد و کافی است که یمنی ها بخواهند هر نقطه از این دو کشور را مورد هدف قرار دهند در این صورت یقیناً امنیت این دو کشور به طور کامل از بین خواهد رفت.
اما در یک سناریوی دیگر برخی معتقدند یکی از دلایل تعدیل مواضع امارات متحده عربی و به خصوص عربستان سعودی در خصوص مذاکره با جمهوری اسلامی ایران به دلیل شکست های اقدامات کاخ سفید و دونالد ترامپ در خصوص مذاکره با ایران بوده است. یعنی پس از ناکامی سفر آبه شینزو، نخست وزیر ژاپن و برخی مقامات اروپایی اکنون ترامپ سعی دارد با ایجاد بستر مذاکره عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، کانالی از طریق این کشورها برای مذاکره میان تهران و واشنگتن شکل بگیرد. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
اتفاقا من معتقدم که این مسئله کاملاً برعکس است. یعنی اکنون که ما نزدیک به ۱۵ ماه تا برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ آمریکا فاصله داریم دونالد ترامپ تا اندازهای تلاش های خود در حوزه سیاست خارجی برای مذاکره با ایران به کار میبرد. اما با داغ شدن تنور انتخابات یقینا بیشتر تمرکز ترامپ روی انتخابات خواهد بود. لذا دیگر اهمیت و تلاش لازم را در خصوص سیاست خارجی نخواهد داشت. یعنی در این مدت پشت عربستان در منطقه خالی می شود. لذا ریاض برای این فاصله زمانی باید فکری بکند. مضافا بر اینکه قدرتنمایی جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس هم ثابت کرده است که عربستان سعودی و امارات متحده عربی نمی توانند به طور صد در صد بر توان نظامی و امنیتی آمریکا تکیه کنند. بنابراین ریاض و ابوظبی بنای مذاکره با جمهوری اسلامی ایران را برای حفظ امنیت خود دارند.
با تمام این تفاسیر برخی معتقدند که اساساً ریاض و ابوظبی بر خلاف مواضع خود در خصوص عقب نشینی در جنگ یمن و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران تنها به دنبال خرید زمان برای احیای توان سیاسی، دیپلماتیک و نظامی – امنیتی خود در منطقه هستند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
من معتقدم با توجه به نکاتی که در سوال قبل به آن اشاره شد اکنون بستر یک سیاست دوگانه برای عربستان سعودی و امارات متحده عربی فراهم شده است که از یک سو و بخشی از بدنه سیاسی ریاض و ابوظبی به صراحت از عقب نشینی در جنگ یمن، پایان دادن به تجاوز در این کشور و آغاز مذاکره و گفت وگو با جمهوری اسلامی ایران سخن بگویند و در عین حال بخش دیگری از این بدنه سیاسی دو کشور کماکان به دنبال سیاست های ایران هراسی، تداوم تجاوز به یمن و اقدامات خصمانه خود در منطقه باشند. لذا باید در مرور زمان دید که کدام یک از این دو بال قدرت بیشتری برای مانور و عمل پیدا خواهد کرد. اما در این راستا من معتقدم که با این سیاست، ریاض و ابوظبی به طور تدریجی و گام به گام سعی دارند که عقب نشنی خود را داشته باشند. چون نمی توانند همه برگ های خود را در منطقه کنار بگذارند. یعنی هم مناسبات با آمریکا و صهیونیست ها به قوت خود باقی است و هم به دنبال تعدیل تنش در یمن و مذاکره با ایران است.
البته از آن سو بسیاری معتقدند که اساساً پیشنهادات مکرر تهران، به خصوص شخص وزیر امور خارجه در قبال آمادگی تهران برای مذاکره با عربستان سعودی و امارات متحده عربی نمیتواند تامین کننده منافع ما در منطقه باشد. چرا که هیچ گونه تفکیکی میان اسرائیل و ایالات متحده آمریکا با عربستان سعودی و امارات متحده عربی در ایران هراسی و تنش با جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. تحلیل شما در این رابطه چیست؟ چرا تهران “نه” قاطعی به پیشنهاد مذاکره آمریکا می دهد، اما در آن سو به دنبال مذاکره با عربستان و امارات است؟
پاسخ به سوال شما در تفاوت اقتضائات تنش ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران در مقابل اختلافات ریاض و ابوظبی با تهران نهفته است. خوب ایران در خصوص یک مسئله روشن و مشخص یعنی پرونده هستهای با یک گروه از کشورهای جهان در قالب ۱+۵ مذاکرات جدی و فشرده ای را انجام داد و نهایتاً توافق هستهای شکل گرفت. اما ایالات متحده آمریکا با نقض تعهدات خود و پایمال کردن تلاش های دیپلماتیک از این توافق چند جانبه خارج شد. لذا ایران دلیلی برای مذاکره مجدد در خصوص مسئله مشخصی که قبلاً درخصوص آن گفت وگوهای مفصل دیپلماتیک انجام گرفته است، نمی بیند. اگر چه که مسئله عدم اعتماد به واشنگتن هم اکنون مطرح است.