تحریم ظریف، حجاب بر «راستی» انداختن بود
با این مقدمه دو نگرش درباره این رویداد قابل توجه است:
نگرش دوم به تصمیم برای تحریم دکتر محمدجواد ظریف بر واقعیت صحنه تکیه دارد. ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده، پس از خبط خروج از برجام بارها آشکارا از تصمیم خود برای گفتوگو با تهران سخن به میان آورده است. او برای نیل به این مقصود گاه با خطاب تند ملت ایران را به نابودی تهدید و حاکمیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران را مذمت کرده و زمانی به رشحه قلمش دلبری آموخته و از مقامات ایران دلجویی میکند. هفتههای متمادی نیز هست که با لنگرانداختن در خلیج فارس و آبهای بینالمللی پنجه نشان داده و با هدایت نمایندگانش از شرق و غرب پنجره گشوده است. تلون بینتیجه و غوغای بیحاصل اما پرهزینه که او پی گرفته است یک هدف دارد: جهاندن اسب سرکش سیاست در کورس ریاستجمهوری آمریکا. همین نکته است که بر شتاب و حرص او برای حصول نتیجه و خروج از این وضعیت «ایستادن پشت در» افزوده است. پس باید چه میکرد؟
توییت ۲۹ جولای ترامپ دو فاکتور تاریخی مهم را در خود داشت: «ایرانیها تاکنون هیچگاه در جنگی پیروز نشدهاند، اما هرگز در مذاکرهای شکست نخوردهاند». ابتدا، او پذیرفته است ایرانیان از جنگ نمیهراسند و اگر پیروز معرکه همچون چالدران نباشند، شکستخورده هم نبودند، شجاعانه جنگیدند و از دل آن مرزها و استقلال کشورشان را حفظ و اساس دولتی بزرگ را در زمانی کوتاه بنیان نهادند.
با این دو نگاه، چه شده است؛ آیا آمریکا در اوج نیاز به بازگشت به دیپلماسی، تصمیم گرفت با تحریم وزیر خارجه ایران و تهدید دیپلماتهای ارشد طی فرمان اجرائی ۱۳۸۷۶، مسیر مورد نظر خود را مسدود کند؟! به نظر میرسد پاسخ الزاما مثبت نیست. بلکه باید این معنا را در همان فراز جمله دوم توییت در نظر گرفت: «هرگز در مذاکرهای شکست نخوردهاند». آمریکا به یقین و از سر استیصال در اندیشه بازگشایی کانال مذاکراتی است اما با تحلیل دادههایی چون پاسخ آشکار مقام معظم رهبری به نخستوزیر ژاپن به دقت دریافته برای بازگشت به میز باید لااقل «ترکیب میز» را برهم بزند. اینجا قدرت محاجه و منطق متین طرف مذاکراتی مؤثری چون دکتر ظریف فقط رویه ماجراست که سبب شد با تحریم ایشان و تهدید آنچه «دیپلماتهای ارشد» نامیدهاند، فضا را غبارآلود کنند. حقیقت ناگفته آن است که آمریکای سرافکنده برای گشودن مسیر مذاکراتی اگر بخواهد در مذاکره تفوق پیدا کند، راهی ندارد جز تلاش برای دوقطبی یا چندقطبیکردن افکار عمومی ایرانیان در سطح جامعه، نخبگان و حاکمان. تهدید طرفهای مذاکراتی آنگونه که در فرمان اجرائی مورد اشاره درج شده و بیان یک مقام ناشناس آمریکایی که به رویترز چنین اظهار کرده که به دنبال گفتوگو با یک شخص مؤثر در نظام تصمیمگیری جمهوری اسلامی ایران هستیم، نشانهای از تلاش برای گسست در سیاست متمرکز، منسجم و هدایتشده فعلی ارکان نظام در مواجهه با مقتضیات این برهه از زمان است.