راز بازگشت ناطق نوری

تکلیف حضور
پیشتر نیز پیشبینی میشد که اگر بزرگان در کشور از شرایط موجود احساس خطر کنند، امکان بازگشتشان به عرصه سیاست وجود دارد. عبدا… ناصری فعال سیاسی اصلاحطلب در این باره معتقد است: «حضور نیروهای فراجناحی نظیر آقای ناطق نوری در بزنگاههایی که گروهها و احزاب سیاسی دچار بحران میشوند یا افکار عمومی در کارایی آنها تردید پیدا میکنند، میتواند بسیار مؤثر باشد. با این حال گمان نمیکنم که در مجموعه حاکمیت ارادهای برای دعوت از حضور این چهرهها به صورت مستقیم باشد اما این چهرهها میتوانند به بازیگردانی و تجمیع شخصیتهای اصلی و اثرگذار کمک کنند». او مکانیسم انتخاباتی و رفتار برخی نهادها را از جمله دلایل عدم حضور چهرههای تأثیرگذار در عرصه سیاست میداند و میگوید: «اشخاصی چون آقای ناطق نوری میتوانند زمینهساز ایجاد یک تفاهم مشترک و ملی میان حکومت و مردم شوند. دکتر مصدق میگفت که سرباز را سالها تربیت میکنند تا در زمان جنگ در مقابل دشمن بایستد. او نمایندگان و نخبگان کشور را به سربازانی تشبیه کرد که در زمان نیاز باید برای مصلحت ملت به میدان آیند و وظیفه خود را انجام دهند. با توجه به این موضوع، معتقدم زمانی که آقای ناطق نوری به این نتیجه برسند که حضور آنها نیاز کشور است، حتما به میدان خواهند آمد». مصطفی هاشمیطبا، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ نیز تأکید دارد: «آقای ناطق نوری به پختگی و آیندهنگری قابل قبولی رسیده است که میتواند در عرصه سیاسی نقشآفرینی مثبتی داشته باشد. بیتردید با ورود او به صحنه سیاسی برخی نیروهای افراطی علیه او موضع میگیرند که این موضوع ارتباطی به اصلاحطلب یا اصولگرا بودن نیروهای تندرو ندارد. البته ورود مجدد آقای ناطق به سیاست منوط به حوصله او برای کاری سیاسی است زیرا فعالیت سیاسی مستلزم کار همهجانبه است. در چنین حالتی دیگر مهم نیست که چه طیف یا شخصی چه میگوید».
هراس دلواپسان
تأکید کارشناسان بر لزوم حضور چهرههای ملی، چهرههای جریان دلواپس پیروزی خود را در عدم حضور اینگونه افراد میبینند. علیرضا زاکانی، دبیرکل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در این باره گفته بود: «ورود چهرههای به اصطلاح فراجناحی نظیر ناطق نوری از طراحیهای عناصر دوم خرداد است و از فقر گفتمانی و نیروی انسانی ناشی میشود». با توجه به اظهارات میتوان دریافت که انتخاباتهای آتی در ایران نه بر سر اصلاحطلبی و اصولگرایی، بلکه بر سر میانهروی و تندروی خواهد بود و با توجه به شرایط خطیر کشور در عرصه سیاست خارجی، حضور نیروهای تندرو در قدرت میتواند به فاجعهای غیرقابل جبران منجر شود. در این شرایط چهرههایی که توان بسیج مردم برای حضور در انتخابات را داشته باشند، نقش تأثیرگذاری در ممانعت از گذار کشور به سوی افراطگرایی دارند. استمرار وضع موجود و حضور چهرههای کم تأثیر در عرصه انتخابات با توجه به شرایط خطیر کشور نمیتواند راهگشا باشد و نیاز است که بزرگان دوباره کمر همت ببندند.