دلواپسان انتخابات
فردای همان روز اسحاق جهانگیری، معاون اول رییسجمهوری که در «همایش سراسری و سومین مجمع عمومی خانه مطبوعات و رسانههای کشور» حضور داشت، در خلال سخنرانیاش، صحبتهای چهارشنبه صبح رییس دولت را تکرار کرد و البته تکملهای هم برای آن داشت. جهانگیری گفت که «نباید عدهای سخنان رییسجمهوری را نادرست تعبیر کنند؛ چرا که سخنان ایشان به معنای حذف هیچ یک از نهادها و ایجاد شبهه در قانون اساسی نبوده است؛ بلکه مقصود رییسجمهوری این بود که در انتخابات پیشرو به مشارکت گستردهای نیاز داریم که ملت ایران پیروز آن باشد و برای تحقق این امر باید فضا را باز کرده و سخت نگیریم و اجازه دهیم همه کسانی که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، در انتخابات حضور داشته باشند.»
با این حال گویا تکمیل اظهارات روحانی از سوی معاون اول هم کافی نبود؛ چرا که این سوءبرداشت به موضعگیری چهرههایی به مراتب تندتر همچون حمید رسایی انجامید. این عضو جبهه پایداری درمورد مجلس اول توضیحاتی ارایه داد که البته باز هم نمیتوان روند طی شده در انتخابات مجلس اول را به حساب اعمال نظارت استصوابی خواند و البته به تمسخر گفت که «آیا آقای روحانی و کسانی که نظارت شورای نگهبان را نفی میکنند، حاضرند تا در حوزههای دیگر همچون بهداشت و تغذیه نیز مسوولیت نظارت را برعهده مردم بگذارند؟ با این اوصاف اگر روزی یک کالای بهداشتی یا یک ماده غذایی موجب آسیب به مردم شود، مردم از مسوولان سوال نمیکنند که چرا هیچ نظارتی بر این کالاها نشده است؟»
پای انتخابات و کیفیت نظارت آن البته به تریبون نماز جمعه تهران نیز کشیده شد؛ احمد خاتمی که خطبه پیش از نماز جمعه دیروز تهران را میخواند، سخنان رییسجمهوری را تلویحی نقد کرد. او از «مردمسالاری» گفت که در آن نامنویسی کاندیداها «بیحساب و کتاب» نیست؛ چراکه «پای آبروی نظام در میان است» و «انتخابات جای دعواهای جناحی» نیست.
همه این اظهارات در حالی است که دستکم در ۴ سال اخیر نشان داده شد، شاید آنچه باید در فرآیند نظارت مهمتر از موضع و نگاه سیاسی به برخی مفاهیم و اعمال جلوه کند، نه سابقه سیاسی بلکه سبقه اقتصادی کاندیداهاست. ماجرای اژدهای هفت سر فساد که این روزها با برگزاری دادگاههای علنی مفسدان اقتصادی بیش از پیش برای مردم اهمیت دارد و میتواند در سرمایه اجتماعی حاکمیت تاثیرگذار باشد. با این حال این اظهارات در لفافه رییسجمهوری در دفاع از آزادی انتخاب آنچنان با واکنش اعتراضی طیفی خاص روبهرو شد که این پرسش را ایجاد کرد که آیا باید فرضیه تنگتر شدن این دایره نظارتی را برای انتخابات پیشرو محتمل دانست؟
آشفتگی از آزادی در انتخاب برای مردم؟!
اولین مجلس و کیفیت نظارت
در آن زمان هیاتهای اجرایی انتخابات صلاحیت کاندیداها را به صورت کلی بررسی کردند و عموما نیز توانستند در مرحله اول شرکت کنند اما در مرحله دوم مصطفی تهرانی، فرماندار وقت تهران در واکنش به ثبتنام اعضای حزب توده نامهای به هیات ۳ نفره نظارت شورای نگهبان نوشت؛ هیاتی که در صورتی که کاندیداها از رد صلاحیتشان شکایت داشتند، به آنها برای بررسی مجدد رجوع میکردند. فرماندار وقت با این استدلال به اصل ۶۷ قانون اساسی بر تایید صلاحیت اعضای حزب توده اشکال وارد کرد و با استناد به اینکه «فقط کسانی صلاحیت نمایندگی مجلس شورای اسلامی را دارند که یا مسلمان و متعهد به مبانی اسلام یا از اقلیتهای مذکور در اصل ۶۴ باشند» آنها را رد صلاحیت کردند. این رویه و نوع نظارت که منجر به کاندیداتوری نیروهای متنوع و متعدد در انتخابات بود باعث مشارکت بالای مردم شد، مردمی که اتفاقا در شهرستانها هم گزینه مدنظرشان گروههایی چون مجاهدین خلق نبودند. این رویه تا پیش از انتخابات مجلس چهارم ادامه یافت با اینکه در مجلس سوم نیز رد صلاحیتهایی صورت گرفت. در نهایت وقتی حرف و حدیث در مورد «نوع و کیفیت نظارت» شورای نگهبان بالا گرفت، درست همان زمان که چپ و راست سیاسی پررنگتر شده بود، غلامرضا رضوانی از اعضای شورای نگهبان و عضو هیات مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس نامهای به شورای نگهبان نوشت و خواستار تفسیر اصل ۹۹ قانون اساسی شد. آیتالله محمدی گیلانی، دبیر وقت شورای نگهبان در پاسخ به این استفساریه نظارتی که در اصل ۹۹ قانون اساسی به آن اشاره شده را «استصوابی» توصیف کرد که شامل تمام مراحل اجرایی از جمله تایید و رد صلاحیت کاندیداها میشد.
به همان میزان که تفاوت میان چپ و راست سیاسی عیانتر میشد و موضعگیریها فراتر از آرمانهای انقلابی به نوع و کیفیت و نگاه به یک حکمرانی خوب میرسید، دایره نظارتی نیز تنگتر میشد تا زمانی که رد صلاحیت گسترده برای انتخابات مجلس هفتم و در مواجهه با کاندیداتوری گسترده اصلاحطلبان در این مجلس از سوی شورای نگهبان انجام شد. از آن پس نوعی بدعتگذاری اتفاق افتاد که عمدتا ردصلاحیت یا به تعبیر دقیقتر «عدم احراز صلاحیت» ترکیبی مختص نیروهای اصلاحطلب و نزدیکان آنها بود که در مواضع سیاسی نگاهی دیگر نسبت به بدنه حاکمیت داشتند.
