شعر

&#۸۲۲۰;دیو و پری&#۸۲۲۱; شعری از دکتر آزاده کاویانی

 
“دیو و پری”
تو پری‌چهر و پری‌زاد
من همان دیو که در قصّه‌ی ما محو پری بود
و پری خرّم و فرخ که دلش با دگری بود
من همان دیو، همان مظهر زشتی که تو در قصّه نوشتی
همان دیو، که چون دل به پری داد، از دیوی‌اش افتاد
و جهانی که برایش نگران شد
که دلدادگی و دیو در کاسه نگنجد
و تو را عشق پری ناید و زشت است
که تو از آتش و او اهل بهشت است
و من دیو در حیرت آن چیز که زشت است
چون دیو که زشت است
و دلدادگی دیو که زشت است
من به این عشق پری‌چهرِ پری‌زاد ببالم
که اگر دیوَم و زشتم
در سیرت من خوی پری هست
و تو کز زشتی این دیو بنالی
اگر آن خلعت عنبرزده‌ی خویش درآری
تو چه هستی !؟
“آزاده کاویانی”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا