عمومی

جدال مثلث ها در دو اردوگاه

جواد حيدريان در سرمقاله ابتکار نوشت:

۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ زمان مناسبي بود تا هاشمي رفسنجاني از خاكستر داغ حوادث ۸۸ برخيزد و در سن نزديك به ۸۰ سالگي اش بار ديگر كانديداي رياست جمهوري ايران شود. آن روزها هاشمي در ضلع مثلثي خود را باز تعريف كرد كه هميشه اندازه زوايه هايش را در ذهن داشت. مثلثي كه در يك ضلعش سيد محمد خاتمي و در ضلع ديگرش اكبر ناطق نوري ديده مي‌شدند. هاشمي كه نيمي اصلاح طلب و نيمي اصولگرا به نظر مي‌رسيد، فرصت تاريخي را مغتنم دانست تا بعد از دو دوره فشار بي امان سياسي، عبايش را بتكاند و خود را در معرض راي مردم قرار دهد.

بي شك آيت الله هاشمي ميانه رو در زاويه قائمه اين مثلث سياسي بود و دو بال اصلاح طلب و اصولگرايش، مي‌توانستند انتخابات رياست جمهوري را – آنطور كه پيروزي روحاني اتفاق افتاد – به سود او به پايان ببرند. اما هاشمي رد صلاحيت شد، خاتمي موقعيت مناسبي براي كانديدا شدن نداشت وناطق هم دل خوشي از جريان تندروي همفكرش! تساهل و تسامح جاري در شخصيت اين مثلث توانسته بود اقبال عمومي را كه بعد از جريانات سال ۱۳۸۸ چندان مايل به مشاركت به نظر نمي‌رسيد قانع كند. حالا فرصت مناسبي بود تا دود سفيد جريان اعتدال كه ماحصل اجماع هاشمي، خاتمي و ناطق نوري بود، از دودکش سه جريان سياسي كشور بيرون بيايد و حسن روحاني را به رياست جمهوري ايران برساند.

انتخاب حساب شده روحاني «نه» دموكراتيكي به جريان اصولگراي پايداري بود و اميدي بود كه در دل تحول خواهان و دموكراسي طلبان نظام زنده شد. روحاني ديپلماسي ايران كه پيشتر مذاكره كننده ارشد هسته اي بود و تعاملات ديپلماتيك اتمي را در دوره اصلاحات مديريت كرد، اين نويد را مي‌داد كه مذاكرات هسته اي در سطوحي بالاتر و متمايل به نتيجه و مبتني بر منافع ملي دنبال شود و ركود اقتصادي بازمانده از دولت اجماعي اصولگرايان را سامان بخشد و كمر اقتصاد كشور را راست و سبد خانوارها را كمي پر كند و مهمتر اينكه شكاف اجتماعي ايجاد شده در جامعه بعد از ۸۸ را ترميم و فضا را از شرايطي امنيتي به فرصتي سياسي بدل كند.

يكسال و نيم بعد از شكل گيري مثلث اعتدال، حالا جريان اصولگراي در حال شکل دهي مثلث مشابهي است تا بتواند در رياضيات سياسي ايران جواب صحيح خود را بيابد. آيت الله مصباح‌يزدي رئيس موسسه پژوهشي آموزشي امام خميني (ره)،‌ موحدي‌کرماني عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و آيت الله محمد يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم، با يکديگر ديدار مي‌کنند تا احتمال همگرايي و وحدت اصولگرايان را عملي سازند، اگرچه هندسه اصولگرايي، آنقدرها که اعتدالگرايان اهل تساهل و تسامح اند، شکل و رسم مناسبي ندارد به گونه اي که در انتخابات ۹۲ هم رودروي هم صف آرايي کردند و در نهايت هم شکست خوردند.

مثلث متساوي الاضلاع اصولگرايي که به ظاهر در حال شکل گيري است، به نظر مي‌رسد متاثر و البته برگرفته از روش موفق اعتدال زير چتر اصلاح طلبي است که به رهبري هاشمي رفسنجاني و با حمايت دو ضلع کاريزماتيک اصلاح طلب و اصولگراي خاتمي و ناطق به پيروزي رسيد.

اگرچه جريان اصولگراي تند رو هر بار در مواجهه دموکراتيک با جريان اصلاح طلبي و ميانه روي معادله رقابت را واگذار کرده اما بيش از آنکه تقابل اين دو جريان در شرايط فعلي اهميت داشته باشد، بعيد بودن همگرايي و اجماع طيف اصولگرايان خود را نشان مي‌دهد. مصباح که انديشه اي شريعت محور دارد، چندان به مشارکت مردمي و اجماع دموکراتيک باور ندارد بلکه براي نمونه شخصيتي چون سعيد جليلي را داراي انديشه اي انقلابي و به اصطلاح برگزيده مي‌داند و اين تيپ کساني را مي‌پسندد که شمايل احمدي نژاد را برايشان نمايان سازد!

يزدي و موحدي کرماني اما تمايل بيشتري به رقابت هاي سياسي دارند. بي شک مواجهه مصباح با آيت الله يزدي و موحدي کرماني که دل به کاريزماي حداقلي چهره هاي نسبتا تکنوکرات اصولگرا چون محمد باقر قاليباف دارند، هرگز مواجهه تعاملي نخواهد بود و در رقابت هاي انتخاباتي اجماع کامل اين دو- سه انديشه، چشم انداز روشني را نشان نمي‌دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا