تصمیمهای هیجانی در دل بحران؛ ایران در آستانه انتخابهای بزرگ
صدای ایران/ حميد سعادتی- در روزهایی که فضای عمومی کشور بهشدت ملتهب است، پرسش هایی مطرح می شود:
آیا در اوج هیجان میتوان تصمیم درست گرفت؟
جامعهای که زیر فشارهای اقتصادی، سیاسی و روانی قرار دارد، بهطور طبیعی به سمت تصمیمهای پرریسک حرکت میکند. این نه نشانه بیعقلی است و نه نشانه شجاعت؛ نشانه فشار انباشتهای است که سالها فرصت تخلیه پیدا نکرده است.
تصمیمگیری در بحران؛ عقلانیت بدون سازوکار دوام نمیآورد
تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که در بحران موفق بودهاند، چند ویژگی مشترک داشتهاند:
– اتاق فکرهای شفاف و پاسخگو
– ورود نخبگان بدون لکنت و بدون هزینه سیاسی
– اطلاعرسانی صادقانه و مستمر به مردم
– تفکیک تصمیمسازی از هیجان عمومی
در ایران اما تصمیمها اغلب در پشت درهای بسته گرفته میشود؛ همین باعث میشود جامعه احساس کند تصمیمها «بر او» گرفته میشود، نه «با او».
آیا روح جمعی ایران به سمت ریسک بزرگ میرود؟
جامعه ایران از مرحله امید عبور کرده و وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «بیتفاوتی خشمگین» نامید.
در این مرحله:
– ریسکپذیری افزایش مییابد
– هزینهها کمتر ترسناک بهنظر میرسند
– راهحلهای رادیکال جذابتر میشوند
این وضعیت محصول فشارهای طولانیمدت است، نه انتخاب آگاهانه.
نسخههای قدیمی مدیریت بحران دیگر کار نمیکند
مدیریت بحران در ایران معمولاً بر سه پایه استوار بوده:
۱. تکذیب
۲. تسکین موقت
۳. کنترل یا سرکوب
اما بحران امروز چندلایه است: اقتصادی، اجتماعی، روانی، هویتی و سیاسی.
نسخههای قدیمی برای چنین ترکیبی ناکارآمد است.
ایران نیازمند بازطراحی ساختار تصمیمگیری است، نه تکرار الگوهای گذشته.
ایرانیان چگونه دیده شدهاند؟ بازتاب یک بحران هویتی
یکی از ریشههای بحران امروز، چگونگی تعریف مردم در روایت رسمی است.
در دهههای گذشته، مردم ایران گاهی با عناوینی چون:
– «امت اسلامی»
– «امت شیعی»
– «ورثه کوروش»
– «توده»
– «سرباز»
– «شهیدپرور»
خطاب شدهاند.
این واژهها هرکدام حامل یک نگاهاند؛ نگاهی که مردم را نه بهعنوان شهروند صاحب حق، بلکه بهعنوان جمعیتی قابل هدایت، میراثدار یا پیرو تعریف میکند.
وقتی جامعه «شهروند» دیده نشود، طبیعی است که:
– اعتماد عمومی کاهش یابد
– مشارکت واقعی شکل نگیرد
– تصمیمها هیجانی و پرهزینه شوند
بحران هویت، مقدمه بحران تصمیمگیری است.
چرا نخبگان وارد میدان نمیشوند؟
نخبگان ایرانی—چه دانشگاهی، چه اقتصادی، چه فرهنگی—سالهاست در حاشیه قرار گرفتهاند.
دلایلش روشن است:
– هزینه بالای بیان نظر
– نبود رسانه مستقل
– بیاعتمادی ساختاری به نقد
– مهاجرت گسترده
– حذف تدریجی نیروهای متخصص از فرآیند تصمیمسازی
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به بازگشت نخبگان به میدان نیاز دارد.
راهحلهای کاربردی و خلاقانه برای خروج از چرخه تصمیمهای هیجانی
۱. ایجاد «اتاق شیشهای بحران»
یک ساختار رسمی و شفاف که:
– نخبگان داخل کشور در آن حضور داشته باشند
– جلسات آن ضبط و منتشر شود
– تصمیمها با استدلال توضیح داده شود
– مردم بدانند چه میگذرد
این اتاق باید فراسیاسی باشد، نه وابسته به جناحها.
۲. باز کردن فضای گفتوگو برای نخبگان
– حذف خطوط قرمز غیرضروری
– ایجاد رسانههای تخصصی بحران
– دعوت از متخصصان اقتصاد، جامعهشناسی، روانشناسی و امنیت انسانی
– حمایت از نقد علمی بدون برچسبزنی
۳. قطع رانت و امتیازهای ویژه
تا زمانی که «ویژهخوارها» در تصمیمسازی حضور دارند، تصمیمها همیشه کوتاهمدت و هیجانی خواهد بود.
مبارزه با رانت باید ساختاری، شفاف و بدون استثنا باشد.
۴. تعریف دوباره رابطه مردم و حاکمیت
مردم باید از «توده» به «شهروند» تبدیل شوند.
این یعنی:
– حق پرسش
– حق اعتراض
– حق مشارکت
– حق نظارت
بدون اینها، هیچ تصمیمی عقلانی نخواهد بود.
۵. ایجاد حزب واقعی
حزب یعنی:
– برنامه
– شفافیت
– پاسخگویی
– رقابت سالم
ایران دهههاست از این ابزار محروم است.
بدون حزب، تصمیمگیری همیشه شخصی، هیجانی و غیرقابل پیشبینی میماند.
۶. بازسازی اعتماد عمومی
اعتماد با شعار برنمیگردد.
اعتماد با:
– صداقت
– شفافیت
– پذیرش اشتباه
– اصلاح ساختاری
برمیگردد.
جمعبندی
ایران در نقطهای ایستاده که هر تصمیمی میتواند آینده را تغییر دهد.
اما تصمیم درست تنها زمانی ممکن است که:
– هیجان مهار شود
– نخبگان وارد میدان شوند
– مردم شهروند دیده شوند
– ساختار تصمیمگیری شفاف شود
بحران امروز ایران، بحران عقلانیت جمعی است؛
و تنها با بازگشت گفتوگو، شفافیت و مشارکت واقعی میتوان از آن عبور کرد.