بین الملل
اوضاع جهان در سال٢٠١٥ وخیمتر میشود
سال جدید امیدها و مثبتاندیشیهای زیادی را با خود به همراه میآورد اما پس از گذراندن سالی تراژدیک و پر از درگیری، نمیتوان مانند گذشته مثبتاندیش بود. زمانی که رویدادهای جهانی را مرور میکنیم، تنها به یکنتیجه میرسیم و آن چیزی غیر از ناامیدی نیست.
جنگ داخلی در سوریه و گسترش خشونتها در عراق: بله، شبهنظامیان تندرو گروه تروریستی داعش همچنان برپا هستند و ائتلاف ضدداعش به رهبری ایالاتمتحدهآمریکا هنوز نتوانسته است آنان را متوقف کند، هرچند گزارشهایی مبنی بر از همگسیختگی در این گروه منتشر میشود اما سازمانهای جهادی که در سال گذشته به یکباره گسترش یافتند، ناگهان از تاریخ محو نمیشوند. برای نابودی آنان نهتنها به یککمپین نظامی یکپارچه نیاز است، بلکه مستلزم ارایه استراتژی روشن و وسیع است که در آن بتوان بحران عراق و سوریه را حل کرد. از ابتدای جنگ داخلی در سوریه حداقل ٢٠٠هزارسوری یا جان خود را از دست دادهاند یا بیخانمان شدهاند. اکنون راهحل آسانی برای حل این معما وجود ندارد و نمیتوان به نتیجه استراتژیهای ارایهشده نیز دلخوش کرد. در سالهای اخیر شاهد توازنی ناهمگون در خاورمیانه بودیم که به جرات میتوان گفت از زمان اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسراییل و اعلام موجودیت این رژیم تاکنون بیسابقه بوده است. به غیر از برخی از اتفاقها در سال٢٠١٥، به جرات میتوان گفت سیاستهای جدید برای این منطقه ثبات به ارمغان نمیآورد.
بحران اقتصادی روسیه: کاهش قیمت نفت در روزهای پایانی سال٢٠١٤ میلادی برای «ولادیمیر پوتین»، رییسجمهوری روسیه کابوسی را به همراه داشت؛ کابوسی که به کاهش ارزش روبل این کشور منتهی شد. بانکها و شرکتهای روسی بهشدت به ٦٠٠میلیارددلار سرمایه خارج از مرزهای این کشور وابسته هستند و مسکو در کوتاهمدت توانست با استفاده از ذخایر خود، بر این مشکل پیروز شود. اما اگر غرب همچنان با اعمال تحریمهای جدید علیه روسیه، حلقه را برای مسکو تنگتر کند، دیگر نمیتوان به بهبود شرایط و جنگسردی که از اوکراین آغاز شد، دل بست.
پروژههای اتحادیه اروپا: در سال جدید میلادی اکثر کشورهای عضو اتحادیه اروپا با انتخابات روبهرو هستند مانند بریتانیا، اسپانیا و پرتغال. این سال برای اروپاییها با برگزاری انتخابات زودهنگام در ماه جاری آغاز میشود؛ انتخاباتی که انتظار میرود در آن آینده یورو روشن شود و احزابی که با برنامههای ریاضتی مخالفند، سکان امور را در دست گیرند.
افغانستان بعد از جنگ: ایالاتمتحدهآمریکا در اواخر ماه دسامبر سال گذشته میلادی بهطور رسمی اعلام کرد به تلاشهایش در افغانستان پایان میدهد. اما واشنگتن این کشور را در حالی ترک میکند که دولتی ضعیف در کابل قدرت را در دست دارد و هنوز طالبان در آنجا حکمرانی میکند و آماده است شرایطی را رقم بزند که در گذشته وجود داشته است، بنابراین بهنظر میرسد بعد از ١٣سال اشغال افغانستان توسط آمریکا هنوز هم نمیتوان به آینده این کشور دلخوش کرد.
بحران در یمن و لیبی: در سایه کودتا در مصر و لیبی و درگیریهای مخرب در سوریه و عراق، انتقال دموکراتیک قدرت در یمن و لیبی در سال٢٠١٤میلادی به طرز وحشیانهای از هم گسیخته بود. در لیبی خط جنگی بین دوگروه موازی دولتی در جریان بود که یکی از نیروهای سکولار و باقیمانده عناصر «معمر قذافی» دیکتاتور سابق لیبی حمایت میکرد و دیگری توسط شبهنظامیان پشتیبانی میشد. این جنگ تنها یکنتیجه داشت و آن هم نابودی و سوختن تسهیلات نفتی بود. در یمن، حوثیها از طریق یک جنبش سیاسی که توسط یک گروه شیعی هدایت میشد، با دولت مرکزی درگیر شدند و اکنون نیز با شبهنظامیان سنی از جمله جنگجویان القاعده در حال نبرد هستند؛ نبردی که میزان تلفات آن در سال٢٠١٥میلادی به اوج میرسد و در نهایت نتیجهای جز تشکیل دولتی غیرمتحد در هر دوکشور ندارد.
بیعدالتی در جهان: تحقیقات منتشرشده در پایان سال٢٠١٤ نشان میدهد نگرانیهای زیادی در سرتاسر جهان وجود دارد: تهدید بیکاری و در موازات آن بیعدالتی اجتماعی. در حالی که اکثر بانکهای بزرگ از رکود بزرگ نجات یافتهاند، اما میلیونهاشهروند عادی همچنان با کاهش درآمدها و سیاستهای ریاضتی دولتها درگیر هستند. این روند نشان میدهد در سال٢٠١٥میلادی بیعدالتی در درآمدها بهمراتب بدتر از سال گذشته خواهد بود.
منبع : روزنامه شرق