روسيه در دام دومينوي «ناتو»
احمد وخشیته در «شرق» نوشت:
بيش از سه ماه از فرار يانوکوويچ گذشت (۲۲ فوريه) و در اين ميان مردم اوکراين روزهاي بسيار تلخي را از پيش چشم گذراندند. از کشته شدن ۸۰نفر در ميدان استقلال در ۲۰فوريه گرفته تا الحاق کريمه به روسيه در ۲۰مارس؛ از قتل عام اودسا در دوم مي گرفته تا اعلام استقلال در دونتسک و لوگانسک در يازدهم همين ماه.
پس از شش ماه اعتراض و آشوب، چشم ها به ۲۵مي دوخته شده بود و رسانه هاي خبري تحليل هاي گوناگوني ارايه مي دادند. بيشترين نگراني براي برهم خوردن اين همه پرسي، متوجه روس ها بود. اما صحبت هاي «ولاديمير پوتين» تنها دو روز مانده به انتخابات و در حاشيه نشست اقتصادي پترزبورگ آبي بر آتش اين تحليل ها ريخت. رييس جمهور روسيه با تاکيد بر اين موضوع که اين انتخابات يک گام در مسير درست است، اعلام کرد به انتخاب مردم اوکراين احترام مي گذارد و از فرداي انتخابات آماده همکاري با همتاي جديدش خواهد بود. شاهد اين صحبت، دستور وي مبني بر عقب نشيني نيروهاي روسي از مرز اوکراين (اگرچه به صورت تشريفاتي) بود. اين گفته در حالي مطرح شد که در همان زمان مدودف در اظهاراتي متناقض با پوتين تاکيد کرد با دولت جديد اوکراين هيچ گونه همکاري نخواهد داشت.
سرانجام موعد مقرر فرارسيد و ۲۱نامزد در انتخابات حضور يافتند. اگرچه دوئل اصلي ميان پروشنکو (سلطان شکلات) و تيموشنکو (بانوي نارنجي) بود. در اين روز پروشنکو موفق شد با کسب ۵۷/۳۱درصد آرا بر مسند رياست جمهوري بنشيند.
پس از پيروزي پروشنکو که «بان کي مون» دبيرکل سازمان ملل، «باراک اوباما» رييس جمهور آمريکا و «آنگلامرکل» صدراعظم آلمان به وي تبريک گفتند اما چرا پوتين باوجود صحبت هايش پيش از برگزاري اين انتخابات، هيچ واکنشي نسبت به انتخاب همتاي اوکرايني خود نشان نداد؟
ارتش اوکراين درست دو روز پس از انتخاب پروشنکو روز تلخ ديگري براي مردم شرق اين کشور به بار آورد؛ ۵۰کشته حاصل حمله نظاميان اوکرايني به مردم روس گراي خواستار جدايي در دونتسک بود.
پروشنکو پيش از انتخابات در يک کنفرانس مطبوعاتي که همزمان به سه زبان روسي، اوکرايني و انگليسي ايراد مي شد، اعلام کرد با عفو کساني که دست به اسلحه برده اما تسليم شده اند، موافق است. وي براي اثبات ادعاي خود از دادن استقلال منطقه اي، به رسميت شناختن زبان روسي و بررسي روند حقوقي اختيارات بودجه اي در مناطق شرق اوکراين خبر داده بود. شايد وي با اين حمله نظامي مي خواست در همان ابتدا گربه را دم حجله بکشد تا به روس ها اقتدار خود را نشان دهد و سپس بر سر ميز مذاکره بنشيند.
اگرچه اين امکان نيز وجود دارد که شيريني پشتوانه ۵۷درصدي آراي مردم نيز وي را در برخورد با روس گراها جدي کرده باشد. با اين همه، به نظر مي رسد گمان اول درست تر باشد چراکه پروشنکو يا هر فرد ديگري که در جايگاه وي باشد، به خوبي از قدرت کرملين نشينان آگاه است و مي داند به هر ميزان هم که از پشتيباني اتحاديه اروپا و ايالات متحده برخوردار باشد، عدم حمايت روسيه مي تواند به پاشنه آشيلي براي وي تبديل شود.
در مقابل، روسيه نيز به خوبي متوجه شده است اگر نخواهد در نظام بين الملل وارد گفت وگو شود و بخواهد از زور استفاده کند، عرصه را بر خود تنگ کرده و در شطرنج قدرت به سمت مات شدن حرکت خواهد کرد. آنها به خوبي مي دانند اگرچه در سال ۲۰۰۸ با حمله ضربتي به گرجستان توانستند حرف خود را به کرسي بنشانند، اما برخي معتقدند عدم سازش آنها با غرب در موضوع سوريه، يکي از عوامل اصلي پيدايش بحران اوکراين است. يقينا خاستگاه بحران اوکراين در سياست هاي يانوکوويچ، يعني در عدم پيوستن به اتحاديه اروپا نهفته بود اما احتمال مي رفت اگر موضوع سوريه وجود نداشت، غرب وارد بازي با برگ اوکراين و فشار بر روسيه نمي شد.
از سوي ديگر، شايد بتوان گفت استفاده از زور براي الحاق کريمه توسط مسکو مي تواند زمينه ساز بحراني ديگر در آبخازيا شود؛ بحراني که مرزهاي روسيه را در آينده با چالش روبه رو مي کند. اگر روس ها در همان ابتداي بحران و اعتراضات مردمي در دوم نوامبر ۲۰۱۳ با مردم معترض و رقباي غربي خود وارد گفت وگو شده بودند، شايد هيچ گاه ناچار نمي شدند ۶۰۰کيلومتري مسکو يعني کي يف را به دولتي غرب گرا واگذار کنند. همچنين اگر روس ها نخواهند با دولت جديد اوکراين وارد تعامل شوند و بر تحريک روس گرايان شرق اوکراين پافشاري کنند و دولت جديد کي يف را با توجيه آنکه مردم شرقي روس گرا هستند تحت فشار قرار دهند، با اقدامي مشابه در آبخازيا روبه رو مي شوند که در صورت بروز چنين مساله اي، احتمال تبديل آن به يک دومينو به دور مرزهاي روسيه دور از ذهن نيست.
اکنون روس ها شرايطي را براي دولت جديد اوکراين مطرح مي کنند و پشتيباني مسکو را منوط به اجراي آنها مي دانند. اگرچه فهرست شروط روسيه توماري بلند است، اما چهار مورد در آن ارجحيت دارند. قطعا مهم ترين خط قرمز روس ها، ناتو است و از اين رو اصلي ترين شرط کرملين براي کي يف، عدم پيوستن به ناتو است. شرط دوم روسيه به نظر مي رسد فدراتيوشدن اوکراين است. در ابتدا برخي بر اين باور بودند حال که روس ها با حقيقتي تلخ در اوکراين روبه رو شده اند به سوي تجزيه اين کشور پيش مي روند، اما روسيه تنها کريمه را به خود ملحق کرد. روس ها اگر دو اوکراين شرقي و غربي به وجود مي آوردند، ديگر به راحتي نمي توانستند بر اوکراين غربي فشار وارد کنند و کي يف به پايگاه ناتو تبديل مي شد. اما اگر آنها يک دولت فدرال در اوکراين به وجود آورند، هرگاه بخواهند مي توانند به واسطه ايالت هاي شرقي بر دولت مرکزي فشار آورند، مضاف بر اين کي يف نيز ديگر پايگاه ناتو نخواهد شد.
سومين شرط روس ها، تشکيل دولت ائتلافي در اوکراين است؛ اهميت اين موضوع از آن جهت است که اگر روس گراها نيز در کابينه کي يف حضور داشته باشند، مي توانند از منافع مسکو پشتيباني کرده و در بزنگاه ها بر رييس جمهور فشار وارد کنند. چهارمين شرط نيز بدون شک به بدهي هاي گازي اوکراين برمي گردد و روس ها خواهان دريافت طلب خود هستند. همچنين گفته مي شود روسيه از اين پس ابتدا مبلغ را دريافت خواهد کرد و سپس به انتقال گاز خود مبادرت مي کند.
حال بايد منتظر بود و ديد که پروشنکو به چه ميزان با روس ها وارد گفت وگو مي شود و از سوي ديگر کرملين تا چه اندازه با دولت نوپاي غرب گرا در اوکراين وارد تعامل مي شود و به برقراري امنيت و صلح در آنجا کمک مي کند؛ البته روند عملکرد اتحاديه اروپا و ايالات متحده نيز در شکل گيري آن مهم است. روس ها امروز دل نگران هستند؛ اگر قرار باشد بحران به ديگر مناطق همچون آبخازيا سرايت کند، به گره اي کور تبديل خواهد شد.