سیاسی
پنح پیامد ردصلاحیتها
صدای ایران – به نقل از پایتخت، دوران رکود اقتصادی خود آبستن رکود و انفعال سیاسی است، چه رسد به وضعیتی مثل امروز که ردصلاحیتها به اندازه کافی برای انفعال سیاسی بهانه خوبی به دست داده است. کافی است کمی در شبکههای اجتماعی بگردیم تا با کامنت ها و نوشته های بیشمار مردمی روبرو شویم که میپرسند با این وضعیت چگونه میشود در انتخابات شرکت کرد؟ همین مساله موجب شد تا در اینجا پنج پیامد منفی ردصلاحیتهای گسترده در انتخابات مجلس را مرور کنم.
یکم، ردصلاحیت پیش از هرچیز کارآیی مجلس را تحت تاثیر قرار خواهد داد، مجلسی که با چنین سطحی از ردصلاحیت روبرو بوده است چه در میان دستگاههای سیاسی و چه در میان عموم مردم، جایگاه خود را از دست خواهد داد و چونین نماینده مجلسی چهار سال تنها به دنبال تایید صلاحیت خواهد دوید تا مبادا برای دوره بعد او هم از رقابت کنار رود. جایگاه بینالمللی مجلس نیز از این نظر دچار تخریب خواهد بود، فراموش نکردهایم که تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا در حین مذاکرات، بارها از بابت وابسته کردن موضوعات به تصویب کنگره از طرفین مذاکره امتیاز گرفت. پذیرش بینالمللی استقلال کنگره امریکا خود نمونهای کافی از اهمیت کارآیی یک مجلس قانونگذاری است.
دوم، انتخابات بدون رقیب، نه میتواند و نه لازم است که انتخابات پرشوری باشد، همه ما از اهمیت یک انتخابات پرشور در کشور آگاهیم و میدانیم در زمانهای که کشور با انواع خطرات امنیتی روبرو است، انتخاباتی مردمی و پرشور تا چه حد حائز اهمیت و مشروعیت آور است. صفهای طولانی رای، سر وصدای انتخاباتی و شور تبلیغاتی ناشی از رقابت نامزدها در سال ۹۲ سرآغازی شد تا ایران با اجرایی کردن برجام نیمی از راه عادیسازی روابط با غرب را بپیماید، حال آنکه انتخابات نسبتا سردی مثل انتخابات مجلس نهم در سال ۹۰ نتوانست هیچ تاثیر عمیقی بر سیاست داخلی و خارجی در کشور داشته باشد.
سوم، امنیت ملی در ایران و بهخصوص در سالهای پس از انقلاب اسلامی همواره نسبت مستقیمی با حضور نیروهای اجتماعی در صحنه داشته است. نظام ما به خوبی اهمیت این موضوع را درک میکند و از همین روست که هرسال سعی میکند برای یک بار هم که شده اجتماعات عظیمی همچون ۲۲ بهمن را برگزار کند و حمایت نیروهای اجتماعی از نظام را به رخ جهانیان بکشد. حال با این سطح از همبستگی امنیت ملی و حضور اجتماعی، چرا باید حضور مردم در صحنه را با ردصلاحیت گسترده انتخاباتی کمرنگ کنیم؟
چهارم، بحران اقتصادی در ایران، بیش از همیشه دست و پا گیر شده است. دلار همچنان صعودی است و دولت با نقت ارزان قیمت و کسری بودجه دست و پنجه نرم میکند، در چونین شرایطی یک بحران سیاسی دیگر، تنها و تنها موجبات رکود سیاسی هرچه بیشتر را فراهم خواهد کرد. حال آنکه همه میدانیم بحران سیاسی بزرگترین دشمن بورس و بازار است. همان بورس و بازاری که آقای رسایی در مجلس شورای اسلامی و در جلسه سوال از وزیر صنعت برای آن اشک میریزد!
پنجم، حسن روحانی شاید یکی از تلخ ترین سخنرانی های سال های اخیر خود را پنجشنبه گذشته در میان استانداران ارائه کرد. روحانی گفت که “اگر بناداشتیم یک جناح را حذف کنیم و دیگری را به مجلس بفرستیم چه لزومی به برگزاری انتخابات بود؟” حسن روحانی بیش از اصلاحطلبان برای دولت خودش دل میسوزاند، دولتی که با غیبت اصلاحطلبان و اعتدالگرایان در مجلس در دو سال پایانی تصدی خود بر امور اجرایی کشور، بیش از پیش تنها خواهد بود.

